ruptive

[ایالات متحده]/ˈrʌptɪv/
[بریتانیا]/ˈrʌptɪv/

ترجمه

adj. مربوط به یا باعث پارگی یا فوران؛ ناگهان فوران کردن.

جملات نمونه

the ruptive technology transformed the entire industry within months.

فناوری مخرب، کل صنعت را در عرض چند ماه متحول کرد.

companies must adapt to the ruptive changes in consumer behavior.

شرکت‌ها باید خود را با تغییرات مخرب در رفتار مصرف‌کننده وفق دهند.

the ruptive impact of social media on traditional advertising was profound.

تاثیر مخرب رسانه‌های اجتماعی بر تبلیغات سنتی بسیار عمیق بود.

many businesses failed to survive the ruptive innovation cycle.

بسیاری از کسب و کارها نتوانستند چرخه نوآوری مخرب را زنده بمانند.

the ruptive force of digital transformation reshaped competitive landscapes.

نیروی مخرب تحول دیجیتال، چشم‌اندازهای رقابتی را بازسازی کرد.

startups often bring ruptive solutions to established markets.

استارت‌آپ‌ها اغلب راهکارهای مخرب را به بازارهای تثبیت‌شده می‌آورند.

the ruptive potential of artificial intelligence concerns many experts.

پتانسیل مخرب هوش مصنوعی نگرانی بسیاری از کارشناسان را برانگیخته است.

regulatory bodies struggle to keep pace with ruptive business models.

نهادهای نظارتی برای هماهنگی با مدل‌های کسب و کار مخرب تلاش می‌کنند.

the ruptive nature of blockchain technology challenges traditional finance.

طبیعت مخرب فناوری بلاک‌چین، مالی سنتی را به چالش می‌کشد.

investors seek opportunities in ruptive startups with high growth potential.

سرمایه‌گذاران به دنبال فرصت‌هایی در استارت‌آپ‌های مخرب با پتانسیل رشد بالا هستند.

cultural shifts have a ruptive effect on organizational structures.

تغییرات فرهنگی تأثیر مخربی بر ساختارهای سازمانی دارند.

the ruptive power of e-commerce has decimated brick-and-mortar retailers.

قدرت مخرب تجارت الکترونیک خرده‌فروشی‌های سنتی را نابود کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید