rusing

[ایالات متحده]/ruːz/
[بریتانیا]/ruːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ترفند یا استراتژی; یک نقشه فریبنده

عبارات و ترکیب‌ها

a clever ruse

یک حقه زیرکانه

use a ruse

از یک حقه استفاده کنید

a deceptive ruse

یک حقه فریبنده

جملات نمونه

it was just a ruse to verneuk them.

فقط یک حقه بود تا آن‌ها را فریب دهند.

Emma tried to think of a ruse to get Paul out of the house.

امما سعی کرد یک حقه برای بیرون آوردن پل از خانه به ذهنش بیاورد.

Her pretended deafness was a ruse to enable her to learn their plans.

کرنش ادعایی او یک حقه بود تا بتواند برنامه‌های آن‌ها را بفهمد.

The children thought of a clever ruse to get their mother to leave the house so they could get ready for her surprise.

کودکان یک حقه باهوشانه برای متقاعد کردن مادرشان به ترک خانه تا بتوانند برای غافلگیری او آماده شوند، به ذهنش رساندند.

He confused the Cyclops by the clever ruse (techne) of declaring he was “Nobody”.

او با یک حقه باهوشانه (تکن) که خود را «هیچکس» اعلام کرد، چشم بزرگ را گیج کرد.

He devised a clever ruse to trick his opponents.

او یک حقه باهوشانه برای فریب دادن حریفانش طراحی کرد.

She saw through his ruse and didn't fall for it.

او فهمید که حقه او چیست و به آن فریب نخورد.

The thief used a ruse to gain entry into the house.

سارق برای ورود به خانه از یک حقه استفاده کرد.

Their plan was foiled by a simple ruse.

برنامه‌شان با یک حقه ساده خراب شد.

The magician's ruse amazed the audience.

حقه شعبده‌باز باعث حیرت تماشاچیان شد.

She employed a clever ruse to avoid answering the question.

او برای اجتناب از پاسخ دادن به سؤال از یک حقه باهوشانه استفاده کرد.

The spy's ruse was uncovered by the intelligence agency.

حقه جاسوس توسط سازمان اطلاعات فاش شد.

He fell for her ruse and ended up losing all his money.

او به فریب او افتاد و در نهایت تمام پول خود را از دست داد.

The politician's ruse to win votes was exposed by the media.

حقه سیاستمدار برای به دست آوردن آرا توسط رسانه ها افشا شد.

The detective saw through the criminal's ruse and caught him red-handed.

مامور پلیس فهمید که حقه مجرم چیست و او را در حالی که دستش به خون آلوده بود دستگیر کرد.

نمونه‌های واقعی

" Might this be some ruse" ? asked Littlefinger.

آیا این ترفندی است؟ لیتلفینگر پرسید.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

It was a ruse, remembering to forget.

این یک حقه بود، به یاد آوردن فراموش کردن.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

All those years by my side... a ruse.

تمام آن سال‌ها کنار من... یک حقه.

منبع: Lost Girl Season 4

Because, of course, you think marriage is an elaborate ruse.

چون البته شما فکر می‌کنید ازدواج یک حقه پیچیده است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Some commentators and rival politicians suspected a ruse.

برخی از تحلیلگران و سیاستمداران رقیب به یک حقه مشکوک بودند.

منبع: The Economist (Summary)

Three scholars repeated the ruse in 2017, getting four of 20 fake papers published.

سه محقق این حقه را در سال 2017 تکرار کردند و موفق به انتشار چهار مقاله جعلی از 20 مقاله شدند.

منبع: The Economist (Summary)

Hardly leaves one with time left over to sustain the elaborate ruse of marriage.

تقریباً زمان کافی برای حفظ حقه پیچیده ازدواج باقی نمی‌ماند.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Maybe you're not ovulating. Maybe it's a clever ruse to get me into bed.

شاید شما تخمک گذاری نمی کنید. شاید یک حقه باهوشانه برای بردن من به رختخواب است.

منبع: Friends Season 9

That was just a clever ruse to get you into my car. Are you ready for your surprise?

این فقط یک حقه باهوشانه برای بردن شما به ماشین من بود. آیا برای جایزه خود آماده اید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

He is simply using Italian as a ruse. And it works!

او به سادگی از ایتالیایی به عنوان یک حقه استفاده می کند. و این هم جواب می دهد!

منبع: VOA Special July 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید