rusticating

[ایالات متحده]/ˈrʌstɪkeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrʌstɪˌkeɪtɪŋ/

ترجمه

v. به طور موقت یک دانشجوی دانشگاه را از حضور در کلاس‌ها معلق کردن؛ در روستا ساکن شدن

عبارات و ترکیب‌ها

rusticating in nature

استراحت در طبیعت

rusticating for summer

استراحت برای تابستان

rusticating with friends

استراحت با دوستان

rusticating in peace

استراحت با آرامش

rusticating on weekends

استراحت در آخر هفته ها

rusticating outdoors

استراحت در فضای باز

rusticating during holidays

استراحت در تعطیلات

جملات نمونه

he spent his summer rusticating in the countryside.

او تابستان خود را در مناطق روستایی سپری کرد.

rusticating allows you to disconnect from city life.

زندگی روستایی به شما این امکان را می‌دهد که از زندگی شهری جدا شوید.

she enjoys rusticating with her family during holidays.

او از گذراندن تعطیلات با خانواده‌اش در مناطق روستایی لذت می‌برد.

rusticating can be a great way to relax and recharge.

زندگی روستایی می‌تواند راهی عالی برای استراحت و تجدید قوا باشد.

they are planning on rusticating for a month next year.

آنها قصد دارند سال آینده برای یک ماه در مناطق روستایی زندگی کنند.

rusticating in a cabin by the lake sounds appealing.

زندگی در یک کلبه کنار دریاچه بسیار جذاب به نظر می‌رسد.

many people find joy in rusticating away from urban chaos.

بسیاری از مردم از دور شدن از هرج و مرج شهری در مناطق روستایی لذت می‌برند.

rusticating is often associated with a simpler lifestyle.

زندگی روستایی اغلب با یک سبک زندگی ساده‌تر مرتبط است.

he prefers rusticating rather than staying in a hotel.

او ترجیح می‌دهد به جای اقامت در هتل، در مناطق روستایی زندگی کند.

rusticating can help improve mental well-being.

زندگی روستایی می‌تواند به بهبود سلامت روان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید