sabra

[ایالات متحده]/ˈsɑːbrə/
[بریتانیا]/ˈsɑːbrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اسرائیلی متولد شده در کشور، به ویژه یهودی متولد شده در اسرائیل؛ یهودی متولد شده در اسرائیل؛ یک اسرائیلی متولد شده در کشور
Word Forms
جمعsabras

عبارات و ترکیب‌ها

sabra salad

سالاد صبر

sabra hummus

حمص صبر

sabra dip

دیپ صبر

sabra brand

برند صبر

sabra snacks

میان وعده های صبر

sabra products

محصولات صبر

sabra spread

اسپرد صبر

sabra company

شرکت صبر

sabra flavors

طعم های صبر

sabra variety

تنوع صبر

جملات نمونه

she is a true sabra, tough on the outside but sweet inside.

او یک صبرای واقعی است، در ظاهر سخت اما از درون مهربان.

many people admire the sabra for its resilience.

بسیاری از مردم صبرا را به دلیل انعطاف پذیری آن تحسین می کنند.

the sabra plant thrives in dry conditions.

گیاه صبرا در شرایط خشک رشد می کند.

he has the spirit of a sabra, never backing down from a challenge.

او روحیه یک صبرا را دارد، هرگز از یک چالش عقب نشینی نمی کند.

in israel, the sabra symbolizes strength and endurance.

در اسرائیل، صبرا نماد قدرت و استقامت است.

her sabra-like attitude helped her overcome obstacles.

حرف و عمل صبرا مانند او به او کمک کرد تا بر موانع غلبه کند.

the sabra fruit is delicious and nutritious.

میوه صبرا خوشمزه و مغذی است.

he described himself as a sabra, tough but caring.

او خود را صبرا توصیف کرد، سخت اما مهربان.

her sabra personality made her a great leader.

شخصیت صبرا مانند او باعث شد که رهبر خوبی باشد.

they planted sabra cacti in their garden for decoration.

آنها برای تزئین در باغ خود صبرا کاکتوس کاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید