sapheads

[ایالات متحده]/ˈsæpˌhɛd/
[بریتانیا]/ˈsæpˌhɛd/

ترجمه

n. یک فرد احمق یا بی‌خود

عبارات و ترکیب‌ها

saphead fool

سرگشتۀ احمق

saphead decision

تصمیم سرگشتۀ

saphead remarks

اظهارات سرگشتۀ

saphead behavior

رفتار سرگشتۀ

saphead idea

ایده‌ی سرگشتۀ

saphead talk

صحبت‌های سرگشتۀ

saphead mistake

اشتباه سرگشتۀ

saphead question

پرسش سرگشتۀ

saphead comment

نظرات سرگشتۀ

saphead attitude

نگرش سرگشتۀ

جملات نمونه

don't be such a saphead; think before you act.

اینقدر ساده‌لوح نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.

he's a saphead when it comes to finances.

او در مورد امور مالی آدم ساده‌لوحی است.

she called him a saphead for falling for the scam.

او او را به خاطر فریب خوردن در این طرح کلاهبرداری، آدم ساده‌لوح نامید.

being a saphead can lead to poor decisions.

ساده‌لوح بودن می‌تواند منجر به تصمیمات ضعیف شود.

he often acts like a saphead in social situations.

او اغلب در موقعیت‌های اجتماعی مانند یک آدم ساده‌لوح رفتار می‌کند.

don't let anyone call you a saphead; you are smart.

به کسی اجازه ندهید شما را آدم ساده‌لوح صدا کند؛ شما باهوش هستید.

she realized she was a saphead for trusting him.

او متوجه شد که به او اعتماد کردن اشتباه بوده.

being a saphead isn't a crime, but it can be embarrassing.

ساده‌لوح بودن جرم نیست، اما می‌تواند خجج‌آور باشد.

he laughed at himself for being a saphead about love.

او به خاطر ساده‌لوح بودنش در مورد عشق، به خودش خندید.

they teased him for being such a saphead in school.

آنها به خاطر اینکه در مدرسه آدم ساده‌لوحی بود، او را مسخره کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید