sashaying down
در حال رقص و پرش به سمت پایین
sashaying away
در حال رقص و پرش دور
sashaying in
در حال رقص و پرش به داخل
sashaying through
در حال رقص و پرش از میان
sashaying around
در حال رقص و پرش اطراف
sashaying past
در حال رقص و پرش کنار
sashaying along
در حال رقص و پرش در طول
sashaying back
در حال رقص و پرش به عقب
sashaying out
در حال رقص و پرش به بیرون
sashaying up
در حال رقص و پرش به بالا
she was sashaying down the street in her new dress.
او در لباس جدیدش با ظرافت در خیابان قدم میزد.
the cat was sashaying across the room with grace.
گربه با ظرافت در حال قدم زدن در اتاق بود.
he entered the party sashaying with confidence.
او با اعتماد به نفس وارد مهمانی شد و با ظرافت قدم میزد.
they were sashaying on the dance floor, enjoying the music.
آنها در حال رقصیدن و قدم زدن با ظرافت روی زمین رقص بودند و از موسیقی لذت میبردند.
the model sashayed down the runway, captivating the audience.
مدل با ظرافت روی نمایشگاه راه رفت و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she sashayed past the crowd, turning heads everywhere.
او با ظرافت از کنار جمعیت گذشت و باعث شد همه سر خود را برگردانند.
he loves sashaying around the house in his pajamas.
او عاشق قدم زدن با ظرافت در خانه با لباس خوابش است.
as the music played, she began sashaying to the rhythm.
همانطور که موسیقی پخش می شد، او شروع به قدم زدن با ریتم کرد.
the peacock was sashaying in the garden, showing off its feathers.
طاووس با ظرافت در باغ قدم می زد و پرهای خود را به نمایش می گذاشت.
he sashayed into the room, making everyone smile.
او با ظرافت وارد اتاق شد و باعث لبخند روی چهره همه شد.
sashaying down
در حال رقص و پرش به سمت پایین
sashaying away
در حال رقص و پرش دور
sashaying in
در حال رقص و پرش به داخل
sashaying through
در حال رقص و پرش از میان
sashaying around
در حال رقص و پرش اطراف
sashaying past
در حال رقص و پرش کنار
sashaying along
در حال رقص و پرش در طول
sashaying back
در حال رقص و پرش به عقب
sashaying out
در حال رقص و پرش به بیرون
sashaying up
در حال رقص و پرش به بالا
she was sashaying down the street in her new dress.
او در لباس جدیدش با ظرافت در خیابان قدم میزد.
the cat was sashaying across the room with grace.
گربه با ظرافت در حال قدم زدن در اتاق بود.
he entered the party sashaying with confidence.
او با اعتماد به نفس وارد مهمانی شد و با ظرافت قدم میزد.
they were sashaying on the dance floor, enjoying the music.
آنها در حال رقصیدن و قدم زدن با ظرافت روی زمین رقص بودند و از موسیقی لذت میبردند.
the model sashayed down the runway, captivating the audience.
مدل با ظرافت روی نمایشگاه راه رفت و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she sashayed past the crowd, turning heads everywhere.
او با ظرافت از کنار جمعیت گذشت و باعث شد همه سر خود را برگردانند.
he loves sashaying around the house in his pajamas.
او عاشق قدم زدن با ظرافت در خانه با لباس خوابش است.
as the music played, she began sashaying to the rhythm.
همانطور که موسیقی پخش می شد، او شروع به قدم زدن با ریتم کرد.
the peacock was sashaying in the garden, showing off its feathers.
طاووس با ظرافت در باغ قدم می زد و پرهای خود را به نمایش می گذاشت.
he sashayed into the room, making everyone smile.
او با ظرافت وارد اتاق شد و باعث لبخند روی چهره همه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید