sauced

[ایالات متحده]/[sɔːst]/
[بریتانیا]/[sɔːst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. 被酱汁覆盖。
v. 用酱汁覆盖;用酱汁调味。
v. (俚语) 彻底击败;使尴尬或羞辱。

عبارات و ترکیب‌ها

sauced up

سوس‌دار شده

get sauced

سوس‌دار شو

sauced and ready

سوس‌دار و آماده

he's sauced

او سوس‌دار است

sauced it up

آن را سوس‌دار کرد

sauced perfectly

به‌طور کامل سوس‌دار شده

sauced last night

دیروز شب سوس‌دار شد

being sauced

در حال سوس‌دار شدن

sauced fries

سیب‌زمینی سوس‌دار

sauced chicken

مرغ سوس‌دار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید