savagizes

[ایالات متحده]/[ˈsævɪdʒaɪz]/
[بریتانیا]/[ˈsævɪdʒaɪz]/

ترجمه

v. (ساختن چیزی خشن) چیزی را خشن یا بрутالتر کردن؛ فساد دادن یا ترکیب کردن.
v. (تاریخی - به صورت منفی تربیت کردن) تاریخی، با قدرت یا ستم تربیت کردن، اغلب نابودی فرهنگ‌های محلی را نشان می‌دهد (اکنون به عنوان تحقیرآمیز در نظر گرفته می‌شود).

عبارات و ترکیب‌ها

savagizes the land

زمین را به شکل وحشیانه تخریب می‌کند

savagizes quickly

به سرعت وحشیانه می‌شود

savagizes relentlessly

بدون توقف وحشیانه می‌شود

savagizes completely

کاملاً وحشیانه می‌شود

جملات نمونه

the harsh environment often savagizes travelers unprepared for its challenges.

محیط سخت اغلب سفرکردهایی را که برای مواجهه با چالش‌های آن آماده نیستند، خشک می‌کند.

critics argue that the film savagizes the historical context for dramatic effect.

انتقادات می‌گویند فیلم به منظور اثر ایجاد کردن در داستان، زمینه تاریخی را خشک می‌کند.

the relentless market forces can savagize smaller businesses struggling to compete.

نیروهای بازار که بی‌وقفه هستند می‌توانند کسب و کارهای کوچکتری را که در رقابت سعی می‌کنند، خشک کنند.

years of war savagized the landscape, leaving behind a desolate wasteland.

سال‌های جنگ زمین را خشک کرد و پشت سر یک زمین خالی و فرامرزی گذاشت.

he claimed the political system savagizes individuals who dare to dissent.

او ادعا کرد که سیستم سیاسی افرادی را که دست به مخالفت می‌زنند، خشک می‌کند.

the director's style savagizes traditional storytelling conventions.

سبک کارگردان سنتی‌های روایت داستان را خشک می‌کند.

the novel savagizes the romantic ideal of love, presenting a darker reality.

رومان خیال‌پردازی عشق را خشک می‌کند و واقعیتی تاریکتر را ارائه می‌دهد.

poverty and violence savagize communities, creating cycles of despair.

بی‌بهره‌بودن و خشونت جامعه‌ها را خشک می‌کنند و چرخه‌های افسردگی ایجاد می‌کنند.

the corporation savagized the local culture in its pursuit of profit.

شرکت در رقابت برای سودآوری فرهنگ محلی را خشک کرد.

the critic savagized the artist's work, calling it derivative and unoriginal.

انتقادات کار هنرمند را خشک کرد و آن را مشتق و غیراصلی نامید.

the experience savagized her, leaving her cynical and distrustful.

تجربه او را خشک کرد و او را سکوت‌گر و غیرقابل اعتماد گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید