savingss

[ایالات متحده]/ˈseɪvɪŋz/
[بریتانیا]/ˈseɪvɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پولی که پس‌انداز شده است، به‌ویژه از طریق یک بانک یا طرح رسمی؛ مقدار پولی که پس‌انداز شده است

عبارات و ترکیب‌ها

tax savings

صرفه‌جویی در مالیات

savings account

حساب پس‌انداز

savings plan

طرح پس‌انداز

savings goal

هدف پس‌انداز

savings bond

اوراق قرضه پس‌انداز

savings rate

نرخ پس‌انداز

savings strategy

استراتژی پس‌انداز

savings tips

نکات پس‌انداز

savings fund

صندوق پس‌انداز

savings challenge

چالش پس‌انداز

جملات نمونه

she put all her savings into a new business.

او تمام پس انداز خود را در یک کسب و کار جدید سرمایه گذاری کرد.

it's important to have a savings plan for the future.

داشتن یک برنامه پس انداز برای آینده مهم است.

they used their savings to buy a house.

آنها از پس انداز خود برای خرید خانه استفاده کردند.

his savings account earns interest every month.

حساب پس انداز او هر ماه سود دریافت می کند.

she managed to save a significant amount of savings last year.

او توانست سال گذشته مقدار قابل توجهی پس انداز کند.

they are looking for ways to increase their savings.

آنها به دنبال راه هایی برای افزایش پس انداز خود هستند.

emergency savings are crucial for unexpected expenses.

پس انداز اضطراری برای هزینه های غیرمنتظره حیاتی است.

he has a habit of checking his savings regularly.

او عادت دارد به طور منظم حساب پس انداز خود را بررسی کند.

investing can help grow your savings over time.

سرمایه گذاری می تواند به رشد پس انداز شما در طول زمان کمک کند.

they celebrated their savings milestone with a small party.

آنها دستاورد پس انداز خود را با یک مهمانی کوچک جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید