scabbed over
پوشیده شده با پوسته
scabbed skin
پوست پوسته پوسته
scabbed wound
زخم پوسته پوسته
scabbed area
منطقه پوسته پوسته
scabbed knee
زانو با پوسته
scabbed elbow
آرنج با پوسته
scabbed surface
سطح پوسته پوسته
scabbed finger
انگشت با پوسته
scabbed scalp
سر با پوسته
scabbed lesion
ضایعه پوسته پوسته
his knee was scabbed over after the fall.
زانویش پس از سقوط، پوشیده از پوسته بود.
the child picked at his scabbed elbow.
کودک به آرنج زخمدارش میپرداخت.
she applied ointment to her scabbed skin.
او کرم را به پوست زخمدارش زد.
he couldn't resist picking at his scabbed wound.
او نمیتوانست جلوی دست زدن به زخم پوسته پوسته خود را بگیرد.
the scabbed area was healing slowly.
منطقه زخمدار به آرامی در حال بهبود بود.
she noticed scabbed spots on her dog’s skin.
او لکههای پوسته پوسته روی پوست سگش متوجه شد.
after a few days, the scabbed surface began to itch.
پس از چند روز، سطح زخمدار شروع به خارش کرد.
he tried to hide his scabbed hands from others.
او سعی کرد دستهای زخمدارش را از دیگران پنهان کند.
the doctor advised him not to scratch his scabbed areas.
پزشک به او توصیه کرد که مناطق زخمدارش را نخدشه نگیرد.
her scabbed knee reminded her of the fun she had.
زانویش که زخم پوسته پوسته داشت، او را از تفریحاتی که کرده بود، یادآوری میکرد.
scabbed over
پوشیده شده با پوسته
scabbed skin
پوست پوسته پوسته
scabbed wound
زخم پوسته پوسته
scabbed area
منطقه پوسته پوسته
scabbed knee
زانو با پوسته
scabbed elbow
آرنج با پوسته
scabbed surface
سطح پوسته پوسته
scabbed finger
انگشت با پوسته
scabbed scalp
سر با پوسته
scabbed lesion
ضایعه پوسته پوسته
his knee was scabbed over after the fall.
زانویش پس از سقوط، پوشیده از پوسته بود.
the child picked at his scabbed elbow.
کودک به آرنج زخمدارش میپرداخت.
she applied ointment to her scabbed skin.
او کرم را به پوست زخمدارش زد.
he couldn't resist picking at his scabbed wound.
او نمیتوانست جلوی دست زدن به زخم پوسته پوسته خود را بگیرد.
the scabbed area was healing slowly.
منطقه زخمدار به آرامی در حال بهبود بود.
she noticed scabbed spots on her dog’s skin.
او لکههای پوسته پوسته روی پوست سگش متوجه شد.
after a few days, the scabbed surface began to itch.
پس از چند روز، سطح زخمدار شروع به خارش کرد.
he tried to hide his scabbed hands from others.
او سعی کرد دستهای زخمدارش را از دیگران پنهان کند.
the doctor advised him not to scratch his scabbed areas.
پزشک به او توصیه کرد که مناطق زخمدارش را نخدشه نگیرد.
her scabbed knee reminded her of the fun she had.
زانویش که زخم پوسته پوسته داشت، او را از تفریحاتی که کرده بود، یادآوری میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید