| جمع | scampoes |
garlic scampo
سکامبوی سیر
scampo sauce
سس سکامبو
grilled scampo
سکامبوی گرمایشی
scampo pasta
پاستا سکامبو
butter scampo
سکامبوی نانوایی
lemon scampo
سکامبوی لیمو
fresh scampo
سکامبوی تازه
scampo kebab
کباب سکامبو
scampo tails
کفهای سکامبو
creamy scampo
سکامبوی کریمی
the restaurant serves grilled scampo with lemon butter.
رستوران سکمپوی گرم شده با ماست لیمو را سرو می کند.
fresh scampo is the highlight of today's menu.
سکمپو تازه برجسته ترین مورد منوی امروز است.
i ordered scampo pasta for my main course.
من برای غذای اصلی خود پاستا سکمپو سفارش دادم.
the scampo was cooked to perfection.
سکمپو به طور کامل پخته شده بود.
she enjoys scampo risotto at the seaside bistro.
او از سکمپو ریسوتو در کافه ساحلی لذت می برد.
the chef recommends the scampo special this evening.
شکیف امروچه سکمپو ویژه را توصیه می کند.
boiled scampo with garlic sauce is my favorite.
سکمپو پخته شده با سس سیر مورد علاقه من است.
the market sells premium fresh scampo every morning.
بازار هر صبح سکمپو تازه و اول کیفیت را فروش می کند.
they served scampo as an appetizer before the main dish.
آنها سکمپو را قبل از غذای اصلی به عنوان یک پیش غذا سرو کردند.
the scampo salad was light and delicious.
سالاد سکمپو سبک و لذیذ بود.
sweet scampo pairs well with white wine.
سکمپو شیرین با شامپاگن سفید به خوبی جوری می شود.
we shared a platter of fried scampo.
ما یک صفحه سکمپو سرخ شده را با هم به اشتراک گذاشتیم.
garlic scampo
سکامبوی سیر
scampo sauce
سس سکامبو
grilled scampo
سکامبوی گرمایشی
scampo pasta
پاستا سکامبو
butter scampo
سکامبوی نانوایی
lemon scampo
سکامبوی لیمو
fresh scampo
سکامبوی تازه
scampo kebab
کباب سکامبو
scampo tails
کفهای سکامبو
creamy scampo
سکامبوی کریمی
the restaurant serves grilled scampo with lemon butter.
رستوران سکمپوی گرم شده با ماست لیمو را سرو می کند.
fresh scampo is the highlight of today's menu.
سکمپو تازه برجسته ترین مورد منوی امروز است.
i ordered scampo pasta for my main course.
من برای غذای اصلی خود پاستا سکمپو سفارش دادم.
the scampo was cooked to perfection.
سکمپو به طور کامل پخته شده بود.
she enjoys scampo risotto at the seaside bistro.
او از سکمپو ریسوتو در کافه ساحلی لذت می برد.
the chef recommends the scampo special this evening.
شکیف امروچه سکمپو ویژه را توصیه می کند.
boiled scampo with garlic sauce is my favorite.
سکمپو پخته شده با سس سیر مورد علاقه من است.
the market sells premium fresh scampo every morning.
بازار هر صبح سکمپو تازه و اول کیفیت را فروش می کند.
they served scampo as an appetizer before the main dish.
آنها سکمپو را قبل از غذای اصلی به عنوان یک پیش غذا سرو کردند.
the scampo salad was light and delicious.
سالاد سکمپو سبک و لذیذ بود.
sweet scampo pairs well with white wine.
سکمپو شیرین با شامپاگن سفید به خوبی جوری می شود.
we shared a platter of fried scampo.
ما یک صفحه سکمپو سرخ شده را با هم به اشتراک گذاشتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید