scampo

[ایالات متحده]/ˈskæmpəʊ/
[بریتانیا]/ˈskæmpoʊ/

ترجمه

n. پرنس دریای دبلین؛ لانگوسیتین
v. فرار کردن؛ نجات یافت (مبدأ ایتالیایی)
شکل‌های واژه
جمعscampoes

عبارات و ترکیب‌ها

garlic scampo

سکامبوی سیر

scampo sauce

سس سکامبو

grilled scampo

سکامبوی گرمایشی

scampo pasta

پاستا سکامبو

butter scampo

سکامبوی نانوایی

lemon scampo

سکامبوی لیمو

fresh scampo

سکامبوی تازه

scampo kebab

کباب سکامبو

scampo tails

کف‌های سکامبو

creamy scampo

سکامبوی کریمی

جملات نمونه

the restaurant serves grilled scampo with lemon butter.

رستوران سکمپوی گرم شده با ماست لیمو را سرو می کند.

fresh scampo is the highlight of today's menu.

سکمپو تازه برجسته ترین مورد منوی امروز است.

i ordered scampo pasta for my main course.

من برای غذای اصلی خود پاستا سکمپو سفارش دادم.

the scampo was cooked to perfection.

سکمپو به طور کامل پخته شده بود.

she enjoys scampo risotto at the seaside bistro.

او از سکمپو ریسوتو در کافه ساحلی لذت می برد.

the chef recommends the scampo special this evening.

شکیف امروچه سکمپو ویژه را توصیه می کند.

boiled scampo with garlic sauce is my favorite.

سکمپو پخته شده با سس سیر مورد علاقه من است.

the market sells premium fresh scampo every morning.

بازار هر صبح سکمپو تازه و اول کیفیت را فروش می کند.

they served scampo as an appetizer before the main dish.

آنها سکمپو را قبل از غذای اصلی به عنوان یک پیش غذا سرو کردند.

the scampo salad was light and delicious.

سالاد سکمپو سبک و لذیذ بود.

sweet scampo pairs well with white wine.

سکمپو شیرین با شامپاگن سفید به خوبی جوری می شود.

we shared a platter of fried scampo.

ما یک صفحه سکمپو سرخ شده را با هم به اشتراک گذاشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید