scarified soil
خاک تراشیده
scarified lawn
چمن تراشیده
scarified surface
سطح تراشیده
scarified area
منطقه تراشیده
scarified ground
زمین تراشیده
scarified grass
چمنزار تراشیده
scarified field
زمین کشاورزی تراشیده
scarified earth
خاک تراشیده
scarified patch
منطقه کوچک تراشیده
scarified terrain
منطقه تراشیده
he felt scarified after watching the horror movie.
او پس از تماشای فیلم ترسناک احساس ترس کرد.
the children were scarified by the loud thunder.
کودکان از صدای رعد بلند ترسیدند.
she was scarified when she saw the snake in her garden.
وقتی مار را در باغش دید ترسید.
he tried to act brave, but deep down he was scarified.
سعی کرد شجاعانه رفتار کند، اما در اعماق وجودش ترسیده بود.
the sudden noise scarified the puppy.
صدای ناگهانی باعث ترس سگ کوچولو شد.
she was scarified by the unexpected news.
او از این خبر غیرمنتظره ترسید.
after the accident, he felt scarified to drive again.
پس از حادثه، احساس ترس کرد دوباره رانندگی کند.
the dark alley made her feel scarified.
پسکوهها باعث شدند او احساس ترس کند.
he was scarified at the thought of public speaking.
فکر صحبت کردن در جمع او را ترساند.
the ghost story left the kids feeling scarified.
داستان ارواح باعث شد بچهها احساس ترس کنند.
scarified soil
خاک تراشیده
scarified lawn
چمن تراشیده
scarified surface
سطح تراشیده
scarified area
منطقه تراشیده
scarified ground
زمین تراشیده
scarified grass
چمنزار تراشیده
scarified field
زمین کشاورزی تراشیده
scarified earth
خاک تراشیده
scarified patch
منطقه کوچک تراشیده
scarified terrain
منطقه تراشیده
he felt scarified after watching the horror movie.
او پس از تماشای فیلم ترسناک احساس ترس کرد.
the children were scarified by the loud thunder.
کودکان از صدای رعد بلند ترسیدند.
she was scarified when she saw the snake in her garden.
وقتی مار را در باغش دید ترسید.
he tried to act brave, but deep down he was scarified.
سعی کرد شجاعانه رفتار کند، اما در اعماق وجودش ترسیده بود.
the sudden noise scarified the puppy.
صدای ناگهانی باعث ترس سگ کوچولو شد.
she was scarified by the unexpected news.
او از این خبر غیرمنتظره ترسید.
after the accident, he felt scarified to drive again.
پس از حادثه، احساس ترس کرد دوباره رانندگی کند.
the dark alley made her feel scarified.
پسکوهها باعث شدند او احساس ترس کند.
he was scarified at the thought of public speaking.
فکر صحبت کردن در جمع او را ترساند.
the ghost story left the kids feeling scarified.
داستان ارواح باعث شد بچهها احساس ترس کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید