scatted

[ایالات متحده]/ˈskætɪd/
[بریتانیا]/ˈskætəd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی scat; به سرعت فرار کردن; به طور بی‌معنا فریاد زدن یا آواز خواندن; دور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scatted leaves

برگ‌های پراکنده

scatted papers

کاغذهای پراکنده

scatted toys

اسباب‌بازی‌های پراکنده

scatted seeds

دانه‌های پراکنده

scatted stones

سنگ‌های پراکنده

scatted crumbs

خرده‌های پراکنده

scatted clothes

لباس‌های پراکنده

scatted flowers

گل‌های پراکنده

scatted notes

یادداشت‌های پراکنده

scatted pictures

تصاویر پراکنده

جملات نمونه

the leaves scattered across the ground in autumn.

برگ‌ها در فصل پاییز در سراسر زمین پراکنده شده بودند.

she scattered the seeds in the garden.

او دانه‌ها را در باغ پراکنده کرد.

after the party, the decorations were scattered everywhere.

بعد از مهمانی، تزئینات همه جا پراکنده شده بودند.

the children scattered in different directions when they heard the ice cream truck.

وقتی بچه‌ها صدای ماشین بستنی را شنیدند، در جهات مختلف پراکنده شدند.

he scattered the papers all over his desk.

او کاغذها را روی میز خود پخش کرد.

the wind scattered the clouds across the sky.

باد ابرها را در سراسر آسمان پراکنده کرد.

they scattered the ashes at sea.

آنها خاکستر را در دریا پراکنده کردند.

she scattered the flowers along the path.

او گل‌ها را در امتداد مسیر پراکنده کرد.

the kids scattered toys all over the living room.

بچه‌ها اسباب‌بازی‌ها را در سراسر اتاق نشیمن پخش کردند.

he scattered his thoughts as he tried to focus.

او افکار خود را پراکنده کرد، زیرا سعی کرد تمرکز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید