scenarists

[ایالات متحده]/sɪˈnɛərɪst/
[بریتانیا]/sɪˈnɛrɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نویسنده متن برای نمایش‌ها یا فیلم‌ها؛ فیلمنامه‌نویس

عبارات و ترکیب‌ها

talented scenarist

نویسنده فیلمنامه با استعداد

experienced scenarist

نویسنده فیلمنامه با تجربه

emerging scenarist

نویسنده فیلمنامه نوظهور

famous scenarist

نویسنده فیلمنامه مشهور

skilled scenarist

نویسنده فیلمنامه ماهر

creative scenarist

نویسنده فیلمنامه خلاق

renowned scenarist

نویسنده فیلمنامه مشهور

professional scenarist

نویسنده فیلمنامه حرفه‌ای

notable scenarist

نویسنده فیلمنامه قابل توجه

visionary scenarist

نویسنده فیلمنامه آینده‌نگر

جملات نمونه

the scenarist crafted a compelling story.

راوی داستان یک داستان جذاب ساخت.

many scenarists work in the film industry.

بسیاری از راویان داستان در صنعت فیلم کار می کنند.

the scenarist collaborated with the director.

راوی داستان با کارگردان همکاری کرد.

a good scenarist knows how to build characters.

یک راوی داستان خوب می داند چگونه شخصیت ها را بسازد.

the scenarist submitted the script for review.

راوی داستان فیلمنامه را برای بررسی ارسال کرد.

she dreams of becoming a famous scenarist.

او رویای تبدیل شدن به یک راوی داستان مشهور را دارد.

the scenarist's vision was clear and unique.

چشم انداز راوی داستان واضح و منحصر به فرد بود.

he studied film to become a better scenarist.

او برای تبدیل شدن به یک راوی داستان بهتر فیلم را مطالعه کرد.

the scenarist was praised for her originality.

راوی داستان به خاطر اصالت خود مورد تحسین قرار گرفت.

writing dialogue is crucial for a scenarist.

نوشتن دیالوگ برای یک راوی داستان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید