schematized

[ایالات متحده]/ˈskiːmətaɪzd/
[بریتانیا]/ˈskiːmətaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سیستماتیک کردن؛ برنامه‌ریزی کردن؛ به طور مختصر بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

schematized model

مدل شماتیزه شده

schematized data

داده‌های شماتیزه شده

schematized process

فرآیند شماتیزه شده

schematized diagram

نمودار شماتیزه شده

schematized structure

ساختار شماتیزه شده

schematized information

اطلاعات شماتیزه شده

schematized representation

بازنمایی شماتیزه شده

schematized framework

چارچوب شماتیزه شده

schematized layout

چیدمان شماتیزه شده

schematized concept

مفهوم شماتیزه شده

جملات نمونه

the complex system was schematized for better understanding.

سیستم پیچیده برای درک بهتر، شماتیزه شد.

the research findings were schematized in a clear diagram.

نتایج تحقیقات به صورت یک نمودار واضح، شماتیزه شدند.

in the presentation, the process was schematized step by step.

در ارائه، فرآیند به صورت گام به گام شماتیزه شد.

the data was schematized to highlight key trends.

داده‌ها برای برجسته کردن روند‌های کلیدی، شماتیزه شدند.

the workflow was schematized to improve efficiency.

گردش کار برای بهبود کارایی، شماتیزه شد.

her ideas were schematized in a mind map.

ایده‌های او در یک نقشه‌ی ذهنی شماتیزه شدند.

the project plan was schematized for the team meeting.

برنامه‌ی پروژه برای جلسه تیم، شماتیزه شد.

he schematized the experiment to ensure clarity.

او آزمایش را برای اطمینان از وضوح، شماتیزه کرد.

the theory was schematized to facilitate discussion.

نظریه برای تسهیل بحث، شماتیزه شد.

the relationship between variables was schematized in a chart.

ارتباط بین متغیرها در یک نمودار شماتیزه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید