scissures

[ایالات متحده]/ˈsɪʃ.ər/
[بریتانیا]/ˈsɪʃ.ər/

ترجمه

n. یک شکاف یا ترک، به ویژه در یک استخوان یا اندام

عبارات و ترکیب‌ها

deep scissure

شکاف عمیق

scissure line

خط شكاف

scissure formation

تشکیل شكاف

scissure width

عرض شكاف

scissure edge

لبه شكاف

scissure pattern

الگوی شكاف

scissure repair

ترمیم شكاف

scissure analysis

تجزیه و تحلیل شكاف

scissure observation

مشاهده شكاف

scissure measurement

اندازه گیری شكاف

جملات نمونه

the scissure in the rock revealed layers of history.

شکاف در سنگ لایه‌هایی از تاریخ را نشان داد.

she felt a scissure in their relationship after the argument.

او پس از بحث، احساس کرد که در رابطه آنها شکافی وجود دارد.

the doctor explained that the scissure required immediate attention.

پزشک توضیح داد که این شکاف نیاز به توجه فوری دارد.

they discovered a scissure in the earth during the excavation.

آنها در حین حفاری، شکافی در زمین کشف کردند.

a scissure can indicate a problem in geological formations.

یک شکاف می‌تواند نشان‌دهنده مشکلی در ساختارهای زمین‌شناسی باشد.

the scissure in the wall was a sign of structural damage.

شکاف در دیوار نشانه‌ای از آسیب سازه‌ای بود.

he tried to mend the scissure in their friendship.

او سعی کرد شکاف در دوستی آنها را ترمیم کند.

the scissure formed after years of erosion.

شکاف پس از سال‌ها فرسایش شکل گرفت.

she noticed a scissure in the ice while skating.

او در حین اسکیت‌سواری، شکافی در یخ متوجه شد.

the scientist studied the scissure for signs of movement.

دانشمند شکاف را برای نشانه‌های حرکت مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید