sclerotic plaque
ورقهای کلروتیک
sclerotic tissue
بافت کلروتیک
sclerotic changes
تغییرات کلروتیک
sclerotic degeneration
تجزیه کلروتیک
sclerotic lesion
ضایعه کلروتیک
sclerotic arteries
شریانهای کلروتیک
sclerotic process
فرآیند کلروتیک
sclerotic ring
حلقه کلروتیک
sclerotic condition
وضعیت کلروتیک
the sclerotic changes in the eye can lead to vision problems.
تغییرات اسکلروتیک در چشم میتواند منجر به مشکلات بینایی شود.
doctors often examine sclerotic tissue during biopsies.
پزشکان اغلب بافت اسکلروتیک را در طول بیوپسی بررسی میکنند.
the patient's sclerotic lesions were a cause for concern.
ضایعات اسکلروتیک بیمار نگرانکننده بود.
sclerotic plaques can form in various organs.
لکههای اسکلروتیک میتوانند در اندامهای مختلف تشکیل شوند.
she was diagnosed with a sclerotic condition affecting her joints.
او مبتلا به یک بیماری اسکلروتیک که مفاصل او را تحت تاثیر قرار داده بود، تشخیص داده شد.
research is ongoing to understand sclerotic diseases better.
تحقیقات برای درک بهتر بیماریهای اسکلروتیک ادامه دارد.
sclerotic arteries can lead to serious health issues.
شریانهای اسکلروتیک میتوانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند.
she experienced symptoms related to sclerotic changes in her skin.
او دچار علائمی مرتبط با تغییرات اسکلروتیک در پوست خود شد.
understanding sclerotic processes is crucial for treatment.
درک فرآیندهای اسکلروتیک برای درمان بسیار مهم است.
his research focuses on the effects of sclerotic degeneration.
تحقیقات او بر روی اثرات تحلیل اسکلروتیک متمرکز است.
sclerotic plaque
ورقهای کلروتیک
sclerotic tissue
بافت کلروتیک
sclerotic changes
تغییرات کلروتیک
sclerotic degeneration
تجزیه کلروتیک
sclerotic lesion
ضایعه کلروتیک
sclerotic arteries
شریانهای کلروتیک
sclerotic process
فرآیند کلروتیک
sclerotic ring
حلقه کلروتیک
sclerotic condition
وضعیت کلروتیک
the sclerotic changes in the eye can lead to vision problems.
تغییرات اسکلروتیک در چشم میتواند منجر به مشکلات بینایی شود.
doctors often examine sclerotic tissue during biopsies.
پزشکان اغلب بافت اسکلروتیک را در طول بیوپسی بررسی میکنند.
the patient's sclerotic lesions were a cause for concern.
ضایعات اسکلروتیک بیمار نگرانکننده بود.
sclerotic plaques can form in various organs.
لکههای اسکلروتیک میتوانند در اندامهای مختلف تشکیل شوند.
she was diagnosed with a sclerotic condition affecting her joints.
او مبتلا به یک بیماری اسکلروتیک که مفاصل او را تحت تاثیر قرار داده بود، تشخیص داده شد.
research is ongoing to understand sclerotic diseases better.
تحقیقات برای درک بهتر بیماریهای اسکلروتیک ادامه دارد.
sclerotic arteries can lead to serious health issues.
شریانهای اسکلروتیک میتوانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند.
she experienced symptoms related to sclerotic changes in her skin.
او دچار علائمی مرتبط با تغییرات اسکلروتیک در پوست خود شد.
understanding sclerotic processes is crucial for treatment.
درک فرآیندهای اسکلروتیک برای درمان بسیار مهم است.
his research focuses on the effects of sclerotic degeneration.
تحقیقات او بر روی اثرات تحلیل اسکلروتیک متمرکز است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید