sclerotized

[ایالات متحده]/ˈsklɛrətaɪzd/
[بریتانیا]/ˈsklɛrətaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سخت شده یا سفت شده

عبارات و ترکیب‌ها

sclerotized surface

سطح اسکلروتیزه

sclerotized tissue

بافت اسکلروتیزه

sclerotized structure

ساختار اسکلروتیزه

sclerotized layer

لایه اسکلروتیزه

sclerotized region

منطقه اسکلروتیزه

sclerotized part

قسمت اسکلروتیزه

sclerotized edge

لبه اسکلروتیزه

sclerotized area

ناحیه اسکلروتیزه

sclerotized cell

سلول اسکلروتیزه

sclerotized form

فرم اسکلروتیزه

جملات نمونه

the beetle's wings are sclerotized for protection.

بال‌های سگکدها برای محافظت، اسکلروتیزه شده‌اند.

insects often have sclerotized exoskeletons.

حشرات اغلب دارای اسکلت بیرونی اسکلروتیزه هستند.

sclerotized tissues help prevent water loss.

بافت‌های اسکلروتیزه به جلوگیری از از دست دادن آب کمک می‌کنند.

the sclerotized layer provides structural support.

لایه اسکلروتیزه از پشتیبانی ساختاری برخوردار است.

some fungi develop sclerotized structures for survival.

برخی از قارچ‌ها برای زنده ماندن، ساختارهای اسکلروتیزه ایجاد می‌کنند.

sclerotized cells are found in many plant species.

سلول‌های اسکلروتیزه در بسیاری از گونه‌های گیاهی یافت می‌شوند.

the sclerotized parts of the organism are more resilient.

قسمت‌های اسکلروتیزه ارگانیسم انعطاف‌پذیرتر هستند.

researchers study sclerotized features in arthropods.

محققان ویژگی‌های اسکلروتیزه را در مفصلی‌سرپایان مطالعه می‌کنند.

in some species, the mouthparts are highly sclerotized.

در برخی گونه‌ها، قطعات دهان به شدت اسکلروتیزه هستند.

the sclerotized cuticle protects the organism from predators.

کیوتیکول اسکلروتیزه از ارگانیسم در برابر دزدان دریایی محافظت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید