sclerotized surface
سطح اسکلروتیزه
sclerotized tissue
بافت اسکلروتیزه
sclerotized structure
ساختار اسکلروتیزه
sclerotized layer
لایه اسکلروتیزه
sclerotized region
منطقه اسکلروتیزه
sclerotized part
قسمت اسکلروتیزه
sclerotized edge
لبه اسکلروتیزه
sclerotized area
ناحیه اسکلروتیزه
sclerotized cell
سلول اسکلروتیزه
sclerotized form
فرم اسکلروتیزه
the beetle's wings are sclerotized for protection.
بالهای سگکدها برای محافظت، اسکلروتیزه شدهاند.
insects often have sclerotized exoskeletons.
حشرات اغلب دارای اسکلت بیرونی اسکلروتیزه هستند.
sclerotized tissues help prevent water loss.
بافتهای اسکلروتیزه به جلوگیری از از دست دادن آب کمک میکنند.
the sclerotized layer provides structural support.
لایه اسکلروتیزه از پشتیبانی ساختاری برخوردار است.
some fungi develop sclerotized structures for survival.
برخی از قارچها برای زنده ماندن، ساختارهای اسکلروتیزه ایجاد میکنند.
sclerotized cells are found in many plant species.
سلولهای اسکلروتیزه در بسیاری از گونههای گیاهی یافت میشوند.
the sclerotized parts of the organism are more resilient.
قسمتهای اسکلروتیزه ارگانیسم انعطافپذیرتر هستند.
researchers study sclerotized features in arthropods.
محققان ویژگیهای اسکلروتیزه را در مفصلیسرپایان مطالعه میکنند.
in some species, the mouthparts are highly sclerotized.
در برخی گونهها، قطعات دهان به شدت اسکلروتیزه هستند.
the sclerotized cuticle protects the organism from predators.
کیوتیکول اسکلروتیزه از ارگانیسم در برابر دزدان دریایی محافظت میکند.
sclerotized surface
سطح اسکلروتیزه
sclerotized tissue
بافت اسکلروتیزه
sclerotized structure
ساختار اسکلروتیزه
sclerotized layer
لایه اسکلروتیزه
sclerotized region
منطقه اسکلروتیزه
sclerotized part
قسمت اسکلروتیزه
sclerotized edge
لبه اسکلروتیزه
sclerotized area
ناحیه اسکلروتیزه
sclerotized cell
سلول اسکلروتیزه
sclerotized form
فرم اسکلروتیزه
the beetle's wings are sclerotized for protection.
بالهای سگکدها برای محافظت، اسکلروتیزه شدهاند.
insects often have sclerotized exoskeletons.
حشرات اغلب دارای اسکلت بیرونی اسکلروتیزه هستند.
sclerotized tissues help prevent water loss.
بافتهای اسکلروتیزه به جلوگیری از از دست دادن آب کمک میکنند.
the sclerotized layer provides structural support.
لایه اسکلروتیزه از پشتیبانی ساختاری برخوردار است.
some fungi develop sclerotized structures for survival.
برخی از قارچها برای زنده ماندن، ساختارهای اسکلروتیزه ایجاد میکنند.
sclerotized cells are found in many plant species.
سلولهای اسکلروتیزه در بسیاری از گونههای گیاهی یافت میشوند.
the sclerotized parts of the organism are more resilient.
قسمتهای اسکلروتیزه ارگانیسم انعطافپذیرتر هستند.
researchers study sclerotized features in arthropods.
محققان ویژگیهای اسکلروتیزه را در مفصلیسرپایان مطالعه میکنند.
in some species, the mouthparts are highly sclerotized.
در برخی گونهها، قطعات دهان به شدت اسکلروتیزه هستند.
the sclerotized cuticle protects the organism from predators.
کیوتیکول اسکلروتیزه از ارگانیسم در برابر دزدان دریایی محافظت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید