moulded

[ایالات متحده]/məʊldɪd/
[بریتانیا]/moʊldɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساخته شده با استفاده از قالب
v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از قالب؛ تأثیر قابل توجهی داشتن بر؛ شکل دادن به یک فرم خاص؛ به طور نزدیک تناسب داشتن با

عبارات و ترکیب‌ها

moulded plastic

پلاستیک قالبی

moulded parts

قطعات قالبی

moulded shape

شکل قالب‌گیری‌شده

moulded design

طراحی قالب‌گیری‌شده

moulded product

محصول قالب‌گیری‌شده

moulded foam

فوم قالب‌گیری‌شده

moulded rubber

لاستیک قالب‌گیری‌شده

moulded glass

شیشه قالب‌گیری‌شده

moulded metal

فلز قالب‌گیری‌شده

moulded texture

بافت قالب‌گیری‌شده

جملات نمونه

she moulded the clay into a beautiful vase.

او خاک را به یک گلدان زیبا تبدیل کرد.

the chef moulded the dough into perfect shapes.

سرآشپز خمیر را به شکل‌های بی‌نقص تبدیل کرد.

he moulded his ideas into a compelling story.

او ایده‌های خود را به یک داستان جذاب تبدیل کرد.

the artist moulded the wax into intricate figures.

هنرمند موم را به مجسمه‌های پیچیده تبدیل کرد.

they moulded the plastic to create new designs.

آنها پلاستیک را برای ایجاد طرح‌های جدید شکل دادند.

her experiences moulded her into a strong leader.

تجربیات او او را به یک رهبر قوی تبدیل کرد.

the children moulded the sand into castles.

کودکان شن را به قلعه تبدیل کردند.

he moulded his character through hard work.

او شخصیتی قوی از طریق سخت‌کوشی به دست آورد.

the company moulded its strategy to adapt to market changes.

شرکت استراتژی خود را برای انطباق با تغییرات بازار شکل داد.

she moulded her performance to fit the audience's expectations.

او عملکرد خود را متناسب با انتظارات مخاطب شکل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید