moulded plastic
پلاستیک قالبی
moulded parts
قطعات قالبی
moulded shape
شکل قالبگیریشده
moulded design
طراحی قالبگیریشده
moulded product
محصول قالبگیریشده
moulded foam
فوم قالبگیریشده
moulded rubber
لاستیک قالبگیریشده
moulded glass
شیشه قالبگیریشده
moulded metal
فلز قالبگیریشده
moulded texture
بافت قالبگیریشده
she moulded the clay into a beautiful vase.
او خاک را به یک گلدان زیبا تبدیل کرد.
the chef moulded the dough into perfect shapes.
سرآشپز خمیر را به شکلهای بینقص تبدیل کرد.
he moulded his ideas into a compelling story.
او ایدههای خود را به یک داستان جذاب تبدیل کرد.
the artist moulded the wax into intricate figures.
هنرمند موم را به مجسمههای پیچیده تبدیل کرد.
they moulded the plastic to create new designs.
آنها پلاستیک را برای ایجاد طرحهای جدید شکل دادند.
her experiences moulded her into a strong leader.
تجربیات او او را به یک رهبر قوی تبدیل کرد.
the children moulded the sand into castles.
کودکان شن را به قلعه تبدیل کردند.
he moulded his character through hard work.
او شخصیتی قوی از طریق سختکوشی به دست آورد.
the company moulded its strategy to adapt to market changes.
شرکت استراتژی خود را برای انطباق با تغییرات بازار شکل داد.
she moulded her performance to fit the audience's expectations.
او عملکرد خود را متناسب با انتظارات مخاطب شکل داد.
moulded plastic
پلاستیک قالبی
moulded parts
قطعات قالبی
moulded shape
شکل قالبگیریشده
moulded design
طراحی قالبگیریشده
moulded product
محصول قالبگیریشده
moulded foam
فوم قالبگیریشده
moulded rubber
لاستیک قالبگیریشده
moulded glass
شیشه قالبگیریشده
moulded metal
فلز قالبگیریشده
moulded texture
بافت قالبگیریشده
she moulded the clay into a beautiful vase.
او خاک را به یک گلدان زیبا تبدیل کرد.
the chef moulded the dough into perfect shapes.
سرآشپز خمیر را به شکلهای بینقص تبدیل کرد.
he moulded his ideas into a compelling story.
او ایدههای خود را به یک داستان جذاب تبدیل کرد.
the artist moulded the wax into intricate figures.
هنرمند موم را به مجسمههای پیچیده تبدیل کرد.
they moulded the plastic to create new designs.
آنها پلاستیک را برای ایجاد طرحهای جدید شکل دادند.
her experiences moulded her into a strong leader.
تجربیات او او را به یک رهبر قوی تبدیل کرد.
the children moulded the sand into castles.
کودکان شن را به قلعه تبدیل کردند.
he moulded his character through hard work.
او شخصیتی قوی از طریق سختکوشی به دست آورد.
the company moulded its strategy to adapt to market changes.
شرکت استراتژی خود را برای انطباق با تغییرات بازار شکل داد.
she moulded her performance to fit the audience's expectations.
او عملکرد خود را متناسب با انتظارات مخاطب شکل داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید