scoopful

[ایالات متحده]/ˈskuːpfʊl/
[بریتانیا]/ˈskuːpfəl/

ترجمه

n. مقدار که یک قاشق می‌تواند نگه دارد؛ یک قاشق یا ملاقه پر
Word Forms
جمعscoopfuls

عبارات و ترکیب‌ها

scoopful of sugar

قاشق مرباخوری شکر

scoopful of flour

قاشق مرباخوری آرد

scoopful of ice

قاشق مرباخوری یخ

scoopful of rice

قاشق مرباخوری برنج

scoopful of salt

قاشق مرباخوری نمک

scoopful of cream

قاشق مرباخوری خامه

scoopful of yogurt

قاشق مرباخوری ماست

scoopful of beans

قاشق مرباخوری لوبیا

scoopful of soup

قاشق مرباخوری سوپ

scoopful of cereal

قاشق مرباخوری غلات

جملات نمونه

he added a scoopful of sugar to his coffee.

او یک پیمانه شکر به قهوه خود اضافه کرد.

she took a scoopful of ice cream for dessert.

او برای دسر یک پیمانه بستنی برداشت.

a scoopful of flour is needed for this recipe.

برای این دستور غذا به یک پیمانه آرد نیاز است.

he served a scoopful of mashed potatoes on the plate.

او یک پیمانه سیب زمینی پوره روی بشقاب سرو کرد.

mix one scoopful of protein powder into your smoothie.

یک پیمانه پودر پروتئین را در اسموتی خود مخلوط کنید.

she measured a scoopful of rice for dinner.

او یک پیمانه برنج برای شام اندازه گرفت.

he filled the bowl with a scoopful of dog food.

او کاسه را با یک پیمانه غذای سگ پر کرد.

for a rich flavor, add a scoopful of cocoa powder.

برای طعم غنی تر، یک پیمانه پودر کاکائو اضافه کنید.

she enjoyed a scoopful of yogurt with her breakfast.

او از خوردن یک پیمانه ماست در صبحانه لذت برد.

he recommended a scoopful of peanut butter for the recipe.

او توصیه کرد که یک پیمانه کره بادام زمینی برای دستور غذا استفاده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید