scooting

[ایالات متحده]/ˈskuːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskuːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرم حال استمراری scoot

عبارات و ترکیب‌ها

scooting away

دور شدن با سرعت

scooting around

گشتن با سرعت

scooting back

برگشتن با سرعت

scooting off

رفتن با سرعت

scooting down

رفتن به سمت پایین با سرعت

scooting past

عبور کردن با سرعت

scooting up

رفتن به سمت بالا با سرعت

scooting along

حرکت کردن با سرعت

scooting forward

رفتن به جلو با سرعت

scooting sideways

رفتن به پهلو با سرعت

جملات نمونه

the child is scooting across the floor on his toy car.

کودک با ماشین اسباب‌بازی خود در حال حرکت روی زمین است.

she was scooting away from the group to get some quiet time.

او برای داشتن کمی وقت آرام برای دور شدن از گروه در حال حرکت بود.

he kept scooting his chair closer to the table.

او مدام صندلی خود را به سمت میز می‌برد.

the dog was scooting around the yard chasing after a squirrel.

سگ در حیاط در حال حرکت بود و به دنبال سنجاب می‌دوید.

she noticed her cat scooting under the couch.

او متوجه شد که گربه‌اش زیر مبل در حال حرکت است.

they were scooting down the hill on their sleds.

آنها با سورتمعد خود در حال حرکت به سمت پایین تپه بودند.

the kids were scooting around the playground on their scooters.

کودکان با اسکیت خود در حال حرکت در زمین بازی بودند.

he was scooting his feet to stay warm in the cold weather.

او برای گرم ماندن در هوای سرد، پاهایش را به حرکت در می‌آورد.

she started scooting her way to the front of the line.

او شروع به حرکت به سمت جلوی صف کرد.

the toddler was scooting on his bottom to get to his toy.

کودک نوپا برای رسیدن به اسباب‌بازی خود در حال حرکت روی باسن خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید