scowls

[ایالات متحده]/skaʊlz/
[بریتانیا]/skaʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابراز نارضایتی یا خشم
v. در خشم یا نارضایتی اخم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he scowls

او با اخم نگاه می‌کند

she scowls

او با اخم نگاه می‌کند

scowls in anger

با خشم اخم می‌کند

scowls at me

به من با اخم نگاه می‌کند

scowls of disapproval

اخم‌های سرزنشی

scowls of concern

اخم‌های نگرانی

scowls in disbelief

با ناباوری اخم می‌کند

scowls with frustration

با ناراحتی اخم می‌کند

scowls of anger

با خشم اخم می‌کند

scowls of annoyance

با ناراحتی اخم می‌کند

جملات نمونه

she scowls when she's annoyed.

او وقتی ناراحت است اخم می‌کند.

he scowls at the thought of doing chores.

او با فکر انجام کارهای خانه اخم می‌کند.

the teacher scowls at the noisy students.

معلم با دیدن دانش‌آموزان پر سر و صدا اخم می‌کند.

she scowls in disapproval of the decision.

او در اعتراض به تصمیم اخم می‌کند.

he scowls every time he sees his ex.

او هر بار که همسر سابقش را می‌بیند اخم می‌کند.

the dog scowls when it sees the vet.

سگ وقتی دامپزشک را می‌بیند اخم می‌کند.

she scowls at the rain ruining her plans.

او با دیدن باران که برنامه‌هایش را خراب می‌کند اخم می‌کند.

he scowls when he doesn't get his way.

او وقتی که نمی‌تواند کاری را که می‌خواهد انجام دهد اخم می‌کند.

the child scowls when asked to share.

بچه وقتی از او خواسته می‌شود که به اشتراک بگذارد اخم می‌کند.

she scowls at the messy room.

او با دیدن اتاق نامرتب اخم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید