scrag

[ایالات متحده]/skræg/
[بریتانیا]/skræɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. خفه کردن تا مرگ; خفگی; فشار دادن
n. یک شخص یا حیوان با پوست پوشاننده استخوان‌ها; یک گیاه ضعیف و نازک
Word Forms
قسمت سوم فعلscragged
زمان گذشتهscragged
صفت یا فعل حال استمراریscragging
شکل سوم شخص مفردscrags
جمعscrags

عبارات و ترکیب‌ها

tough scrag

برابر با سختی

chicken scrag

برابر با خروس

نمونه‌های واقعی

Okay, so we've got some scrags of guacamole, Hummus, Capri Sun, Babybel.

بسیار خوب، ما مقداری تکه‌های ناخالص پوسته آووکادو، حمص، کاپری سان و بیبی بل داریم.

منبع: Gourmet Base

'He'll come to be scragged, won't he?

'او به زودی مورد آزار قرار خواهد گرفت، مگه نه؟

منبع: Oliver Twist (Original Version)

Again and again has my appetite been frustrated with an offer of mere sinew and scrag.

بارها و بارها اشتهای من با پیشنهاد صرفاً تاندون و ناخالص پوسته ناامید شده است.

منبع: Essays on the Four Seasons

George, whose neck was three feet of scrag and whose skin would have made several dozen purses, all thick, dry leather, didn't care two hoots.

جرج، که گردنش سه فوت ناخالص پوسته بود و پوستی داشت که می‌توانست چند ده کیف، همگی چرم ضخیم و خشک، بسازد، دو حس و حال نداشت.

منبع: The Economist - Comprehensive

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید