scragged neck
گردن نامرتب
scragged edges
لبههای نامرتب
scragged hair
موهای نامرتب
scragged voice
صدای نامرتب
scragged appearance
ظاهر نامرتب
scragged coat
کت نامرتب
scragged lines
خطوط نامرتب
scragged landscape
مناظر طبیعی نامرتب
scragged terrain
زمین ناهموار
scragged fence
نرده نامرتب
he scragged the chicken before cooking it.
او قبل از پختن، مرغ را از حالت تعادل خارج کرد.
the cat scragged the mouse in the garden.
گربه موش را در باغ از حالت تعادل خارج کرد.
she scragged her hair into a bun for the party.
او موهایش را به شکل بافت برای مهمانی از حالت تعادل خارج کرد.
the dog scragged the ball and ran away.
سگ توپ را از حالت تعادل خارج کرد و فرار کرد.
he scragged his old clothes to donate them.
او لباسهای قدیمی خود را برای اهدا کردن از حالت تعادل خارج کرد.
they scragged the fence to keep the animals in.
آنها برای نگه داشتن حیوانات، حصار را از حالت تعادل خارج کردند.
she scragged the vegetables before cooking.
او سبزیجات را قبل از پختن از حالت تعادل خارج کرد.
the gardener scragged the weeds from the flower bed.
باغبانی علفهای هرز را از باغچه خارج کرد.
he scragged the rope to secure the load.
او طناب را برای محکم کردن بار از حالت تعادل خارج کرد.
she scragged the paperwork before the meeting.
او قبل از جلسه مدارک را از حالت تعادل خارج کرد.
scragged neck
گردن نامرتب
scragged edges
لبههای نامرتب
scragged hair
موهای نامرتب
scragged voice
صدای نامرتب
scragged appearance
ظاهر نامرتب
scragged coat
کت نامرتب
scragged lines
خطوط نامرتب
scragged landscape
مناظر طبیعی نامرتب
scragged terrain
زمین ناهموار
scragged fence
نرده نامرتب
he scragged the chicken before cooking it.
او قبل از پختن، مرغ را از حالت تعادل خارج کرد.
the cat scragged the mouse in the garden.
گربه موش را در باغ از حالت تعادل خارج کرد.
she scragged her hair into a bun for the party.
او موهایش را به شکل بافت برای مهمانی از حالت تعادل خارج کرد.
the dog scragged the ball and ran away.
سگ توپ را از حالت تعادل خارج کرد و فرار کرد.
he scragged his old clothes to donate them.
او لباسهای قدیمی خود را برای اهدا کردن از حالت تعادل خارج کرد.
they scragged the fence to keep the animals in.
آنها برای نگه داشتن حیوانات، حصار را از حالت تعادل خارج کردند.
she scragged the vegetables before cooking.
او سبزیجات را قبل از پختن از حالت تعادل خارج کرد.
the gardener scragged the weeds from the flower bed.
باغبانی علفهای هرز را از باغچه خارج کرد.
he scragged the rope to secure the load.
او طناب را برای محکم کردن بار از حالت تعادل خارج کرد.
she scragged the paperwork before the meeting.
او قبل از جلسه مدارک را از حالت تعادل خارج کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید