scragged

[ایالات متحده]/skrægd/
[بریتانیا]/skrægd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی scrag

عبارات و ترکیب‌ها

scragged neck

گردن نامرتب

scragged edges

لبه‌های نامرتب

scragged hair

موهای نامرتب

scragged voice

صدای نامرتب

scragged appearance

ظاهر نامرتب

scragged coat

کت نامرتب

scragged lines

خطوط نامرتب

scragged landscape

مناظر طبیعی نامرتب

scragged terrain

زمین ناهموار

scragged fence

نرده نامرتب

جملات نمونه

he scragged the chicken before cooking it.

او قبل از پختن، مرغ را از حالت تعادل خارج کرد.

the cat scragged the mouse in the garden.

گربه موش را در باغ از حالت تعادل خارج کرد.

she scragged her hair into a bun for the party.

او موهایش را به شکل بافت برای مهمانی از حالت تعادل خارج کرد.

the dog scragged the ball and ran away.

سگ توپ را از حالت تعادل خارج کرد و فرار کرد.

he scragged his old clothes to donate them.

او لباس‌های قدیمی خود را برای اهدا کردن از حالت تعادل خارج کرد.

they scragged the fence to keep the animals in.

آنها برای نگه داشتن حیوانات، حصار را از حالت تعادل خارج کردند.

she scragged the vegetables before cooking.

او سبزیجات را قبل از پختن از حالت تعادل خارج کرد.

the gardener scragged the weeds from the flower bed.

باغبانی علف‌های هرز را از باغچه خارج کرد.

he scragged the rope to secure the load.

او طناب را برای محکم کردن بار از حالت تعادل خارج کرد.

she scragged the paperwork before the meeting.

او قبل از جلسه مدارک را از حالت تعادل خارج کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید