scribable

[ایالات متحده]/ˈskraɪbəbl/
[بریتانیا]/ˈskraɪbəbl/

ترجمه

adj. قابل نوشتن یا مناسب برای نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

scribable surface

سطح قابل نوشتن

scribable area

ناحیه‌ی قابل نوشتن

easily scribable

به راحتی قابل نوشتن

scribable medium

رسانه قابل نوشتن

not scribable

غیرقابل نوشتن

scribable interface

رابط کاربری قابل نوشتن

scribable field

زمین قابل نوشتن

readable and scribable

قابل خواندن و نوشتن

scribable space

فضای قابل نوشتن

scribable material

مواد قابل نوشتن

جملات نمونه

the digital tablet provides a scribable surface for artists.

تبلت دیجیتال یک سطح قابل نوشتن برای هنرمندان فراهم می‌کند.

this type of paper is highly scribable and perfect for fountain pens.

این نوع کاغذ بسیار قابل نوشتن است و برای قلم‌نی درک مناسب است.

the interactive whiteboard creates a scribable environment for classroom collaboration.

وایت‌برد تعاملی یک محیط قابل نوشتن برای همکاری در کلاس درس ایجاد می‌کند.

children need plenty of scribable space to develop their writing skills.

کودکان به فضای زیادی برای نوشتن نیاز دارند تا مهارت‌های نوشتاری خود را توسعه دهند.

the app turns any flat surface into a scribable interface.

این برنامه هر سطح صاف را به یک رابط قابل نوشتن تبدیل می‌کند.

ancient walls were often used as scribable surfaces for public announcements.

دیوارهای باستانی اغلب به عنوان سطوح قابل نوشتن برای اعلامیه‌های عمومی استفاده می‌شدند.

the membrane material is specially treated to be more scribable.

مواد غشایی به طور خاص برای افزایش قابلیت نوشتن، فرآوری می‌شوند.

modern smart boards offer a seamless scribable experience for presentations.

تخته‌های هوشمند مدرن یک تجربه یکپارچه و قابل نوشتن برای ارائه ارائه می‌دهند.

the painted surface makes it more scribable than untreated wood.

سطح رنگ شده آن را بیشتر قابل نوشتن از چوب بدون پوشش می‌کند.

artists prefer canvases that are particularly scribable for charcoal drawings.

هنرمندان بوم‌هایی را ترجیح می‌دهند که به طور خاص برای طراحی با زغال قابل نوشتن باشند.

the touchscreen technology ensures a smooth scribable interaction.

فناوری صفحه لمسی یک تعامل روان و قابل نوشتن را تضمین می‌کند.

we need to choose a scribable material for the classroom bulletin board.

ما باید یک ماده قابل نوشتن برای تخته اعلانات کلاس درس انتخاب کنیم.

the smart refrigerator features a scribable display for leaving notes.

یخچال هوشمند دارای یک نمایشگر قابل نوشتن برای یادداشت‌برداری است.

children love the scribable wall in the playroom.

کودکان عاشق دیوار قابل نوشتن در اتاق بازی هستند.

architects often work with scribable models to visualize their designs.

معماران اغلب با مدل‌های قابل نوشتن برای تجسم طرح‌های خود کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید