scruffier

[ایالات متحده]/ˈskrʌfɪə/
[بریتانیا]/ˈskrʌfiər/

ترجمه

adj. مقایسه‌ای از scruffy

عبارات و ترکیب‌ها

scruffier look

ظاهر نامرتب‌تر

scruffier appearance

ظاهر نامرتب‌تر

scruffier style

سبک نامرتب‌تر

scruffier clothing

لباس‌های نامرتب‌تر

scruffier hair

موهای نامرتب‌تر

scruffier pet

حیوان خانگی نامرتب‌تر

scruffier environment

محیط نامرتب‌تر

scruffier neighborhood

محله نامرتب‌تر

scruffier shoes

کفش‌های نامرتب‌تر

scruffier demeanor

رفتار نامرتب‌تر

جملات نمونه

the dog looked scruffier than usual after playing in the mud.

سگ بعد از بازی در گل، از همیشه نامرتب‌تر به نظر می‌رسید.

he prefers scruffier clothes for a more relaxed look.

او ترجیح می‌دهد لباس‌های نامرتب‌تری برای داشتن ظاهری آرام‌تر بپوشد.

her scruffier hairstyle matched her laid-back personality.

مدل موی نامرتب‌تر او با شخصیت آرامش‌گرایش او مطابقت داشت.

the scruffier the jacket, the more comfortable it feels.

هرچه ژاکت نامرتب‌تر باشد، احساس راحتی بیشتری دارد.

he decided to embrace his scruffier side during the weekend.

او تصمیم گرفت در آخر هفته، جنبه نامرتب‌تر خود را بپذیرد.

my scruffier appearance didn't bother me at the beach.

ظاهر نامرتب‌تر من در ساحل آزارم نداد.

she felt more confident in her scruffier outfit at the casual gathering.

او در مهمانی غیررسمی، با لباس نامرتب‌ترش اعتماد به نفس بیشتری داشت.

the scruffier the cat, the more endearing it seems to me.

هرچه گربه نامرتب‌تر باشد، از نظر من جذاب‌تر به نظر می‌رسد.

his scruffier beard gave him a rugged look.

روبداس نامرتب‌تر او به او ظاهری زمخت داد.

she prefers a scruffier style when going out with friends.

او ترجیح می‌دهد وقتی با دوستان بیرون می‌رود، از یک سبک نامرتب‌تر استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید