scruple

[ایالات متحده]/ˈskruːpl/
[بریتانیا]/ˈskruːpl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار بسیار کم؛ تردید یا شک به خاطر ملاحظات اخلاقی یا معنوی
vi. تردید کردن یا شک داشتن
vt. در مورد چیزی تردید داشتن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریscrupling
جمعscruples
شکل سوم شخص مفردscruples
زمان گذشتهscrupled
قسمت سوم فعلscrupled

عبارات و ترکیب‌ها

without scruple

بدون ملاحظات

moral scruple

نگاه اخلاقی

ethical scruple

نگاه اخلاقی

to have scruples

داشتن ملاحظات

lack of scruples

نبودن ملاحظات

جملات نمونه

He acted wrongly and without scruple.

او به درستی رفتار نکرد و بدون ملاحظات عمل کرد.

The villain made no scruple of committing murder.

شرور هیچ ملاحظه‌ای برای ارتکاب قتل نداشت.

I had no scruples about eavesdropping.

من هیچ ملاحظه‌ای در مورد شنود نداشتم.

she doesn't scruple to ask her parents for money.

او هیچ ملاحظه‌ای برای درخواست پول از والدینش ندارد.

A man who could make so vile a pun would not scruple to pick a pocket.

مردی که می‌توانست چنین جوک بدی بگوید، از دزدی جیب کسی دریغ نمی‌کرد.

to have scruples about accepting a bribe

ملاحظاتی در مورد پذیرش رشوه داشته باشد

she had no scruples about lying to get what she wanted

او هیچ ملاحظه‌ای برای دروغ گفتن تا آنچه می‌خواست به دست آورد نداشت.

to act without scruple

بدون ملاحظه عمل کردن

he ignored his scruples and went ahead with the plan

او ملاحظات خود را نادیده گرفت و با این وجود طرح را پیش برد.

a person of scruples

شخصی با ملاحظات

to violate one's scruples

نقض ملاحظات یک فرد

to feel no scruple about cheating

احساس نکردن ملاحظه‌ای در مورد تقلب

to have moral scruples

داشتن ملاحظات اخلاقی

to overcome one's scruples

غالب شدن بر ملاحظات یک فرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید