scrupled

[ایالات متحده]/ˈskruː.pəld/
[بریتانیا]/ˈskruː.pəld/

ترجمه

v. احساس ناراحتی یا تردید در مورد انجام کاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scrupled to act

ممنع از انجام دادن

scrupled about lying

ممانعت از دروغ گفتن

scrupled over choices

ممانعت از انتخاب

scrupled against cheating

ممانعت از تقلب

scrupled at taking

ممانعت از برداشتن

scrupled on matters

ممانعت در مسائل

scrupled in judgment

ممانعت در قضاوت

scrupled with conscience

ممانعت با وجدان

scrupled about decisions

ممانعت از تصمیم گیری

scrupled on ethics

ممانعت در اخلاق

جملات نمونه

he scrupled to accept the bribe.

او از پذیرفتن رشوه امتناع کرد.

she scrupled about lying to her friend.

او در مورد دروغ گفتن به دوستش مردد بود.

they scrupled to take advantage of the situation.

آنها از سوء استفاده از موقعیت امتناع کردند.

he scrupled at the thought of cheating.

او با این فکر که تقلب کند، مردد بود.

she scrupled to speak ill of others.

او از صحبت بد در مورد دیگران امتناع کرد.

he scrupled over the decision to fire her.

او در مورد تصمیم اخراج او مردد بود.

they scrupled to break the rules.

آنها از شکستن قوانین امتناع کردند.

she scrupled when asked to betray her colleague.

او وقتی از او خواسته شد که به همکارش خیانت کند، مردد بود.

he scrupled about taking credit for the work.

او در مورد تصدیق مالکیت کار مردد بود.

they scrupled to discuss sensitive topics.

آنها از بحث در مورد موضوعات حساس امتناع کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید