the flame wavered in the draught.
شعله در جریان هوا نوسان کرد.
she drew a wavering line down the board.
او خطی نامنظم روی تخته کشید.
Desuetude anew waver know clearly!
فرسودگی دوباره، موج، بدانید به وضوح!
She wavers a little when she walks.
او کمی در حین راه رفتن لرزش دارد.
He tried to stiffen his wavering soldiers.
او سعی کرد سربازان لرزان خود را سفت کند.
she never wavered from her intention.
او هرگز از قصد خود دست نکشید.
wavered over buying a house.See Synonyms at hesitate
در مورد خرید خانه مردد بود. به مترادفها در hesitate مراجعه کنید
After much wavering he finally gave his permission. Tofalter is to be unsteady in resolution or action, as from fear or loss of courage:
پس از تردید فراوان، او سرانجام اجازه خود را داد. Tofalter به معنای ناپایدار بودن در تصمیم گیری یا عمل، مانند ترس یا از دست دادن شجاعت است:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید