waver

[ایالات متحده]/ˈweɪvə(r)/
[بریتانیا]/ˈweɪvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. نوسان ناپایدار; نشان دادن تردید یا تزلزل
n. تردید; تزلزل; کسی که دست تکان می‌دهد

جملات نمونه

the flame wavered in the draught.

شعله در جریان هوا نوسان کرد.

she drew a wavering line down the board.

او خطی نامنظم روی تخته کشید.

Desuetude anew waver know clearly!

فرسودگی دوباره، موج، بدانید به وضوح!

She wavers a little when she walks.

او کمی در حین راه رفتن لرزش دارد.

He tried to stiffen his wavering soldiers.

او سعی کرد سربازان لرزان خود را سفت کند.

she never wavered from her intention.

او هرگز از قصد خود دست نکشید.

wavered over buying a house.See Synonyms at hesitate

در مورد خرید خانه مردد بود. به مترادف‌ها در hesitate مراجعه کنید

After much wavering he finally gave his permission. Tofalter is to be unsteady in resolution or action, as from fear or loss of courage:

پس از تردید فراوان، او سرانجام اجازه خود را داد. Tofalter به معنای ناپایدار بودن در تصمیم گیری یا عمل، مانند ترس یا از دست دادن شجاعت است:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید