scudded

[ایالات متحده]/ˈskʌdɪd/
[بریتانیا]/ˈskʌdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و به نرمی حرکت کرد، به ویژه اشاره به کشتی‌ها، قایق‌ها یا ابرها

عبارات و ترکیب‌ها

scudded clouds

ابرهای پراکنده

scudded away

دور شدند

scudded past

چزشی از کنار

scudded across

از روی آن عبور کرد

scudded along

در امتداد آن حرکت کرد

scudded off

دور شد

scudded in

وارد شد

scudded to

به سمت آن رفت

scudded together

در کنار هم جمع شدند

جملات نمونه

the clouds scudded across the sky, driven by the strong winds.

ابرها با سرعت در آسمان حرکت می‌کردند، به دلیل وزش بادهای شدید.

as the storm approached, the leaves scudded along the ground.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، برگ‌ها روی زمین سر می‌خوردند.

the boat scudded over the waves, racing towards the shore.

کشتی روی امواج می‌رقصید و به سرعت به سمت ساحل می‌رفت.

she watched as the birds scudded away from the approaching rain.

او تماشا کرد که پرندگان از باران نزدیک‌کننده دور می‌شوند.

he scudded through the park, trying to avoid the rain.

او در حالی که سعی داشت از باران دوری کند، از پارک عبور کرد.

the leaves scudded past her feet as she walked through the autumn park.

برگ‌ها در حالی که او از پارک پاییزی عبور می‌کرد، از کنار پاهایش می‌گذشتند.

with the wind at his back, he scudded down the hill on his skateboard.

با وزش باد از پشت سرش، او با اسکیت‌بورد از تپه به پایین سر می‌خورد.

the small clouds scudded away, revealing a clear blue sky.

ابر‌های کوچک دور شدند و آسمان آبی و صاف را نشان دادند.

the children scudded across the playground, filled with laughter.

کودکان با خنده در زمین بازی به اطراف می‌دویدند.

as the evening approached, shadows scudded across the field.

همانطور که شب نزدیک می‌شد، سایه‌ها در سراسر زمین حرکت می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید