scuffled

[ایالات متحده]/ˈskʌf.əld/
[بریتانیا]/ˈskʌf.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور گیج کننده ای مبارزه کردن یا جنگیدن

عبارات و ترکیب‌ها

scuffled in

در هم ریختند

scuffled with

با کسی درگیر شدند

scuffled over

بر سر چیزی درگیری کردند

scuffled around

اینجا و آنجا درگیری کردند

scuffled outside

بیرون درگیری کردند

scuffled briefly

به طور مختصر درگیری کردند

scuffled together

با هم درگیری کردند

scuffled back

عقب نشینی کردند

scuffled playfully

به صورت بازیگوشانه درگیری کردند

scuffled silently

به طور خاموشانه درگیری کردند

جملات نمونه

the two dogs scuffled over the toy.

سگ‌های دوتا برای اسباب‌بازی با هم گلاویز شدند.

they scuffled during the game, but it was all in good fun.

آنها در حین بازی گلاویز شدند، اما همه چیز سرگرم‌کننده بود.

after the argument, they scuffled in the parking lot.

بعد از بحث، آنها در پارکینگ با هم گلاویز شدند.

the children scuffled on the playground.

کودکان در زمین بازی با هم گلاویز شدند.

he scuffled with his brother over the last piece of pizza.

او با برادرش برای آخرین تکه پیتزا گلاویز شد.

they scuffled briefly before the teacher intervened.

آنها قبل از اینکه معلم مداخله کند، به طور خلاصه گلاویز شدند.

the cats scuffled playfully in the living room.

گربه‌ها به طور بازیگانه در اتاق نشیمن گلاویز شدند.

during the match, the players scuffled for possession of the ball.

در طول مسابقه، بازیکنان برای به دست گرفتن توپ با هم گلاویز شدند.

they scuffled after a heated debate.

آنها بعد از یک بحث داغ با هم گلاویز شدند.

the siblings often scuffled over trivial matters.

خواهر و برادرها اغلب بر سر مسائل جزئی با هم گلاویز می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید