scurf

[ایالات متحده]/skɜːf/
[بریتانیا]/skɜrf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوسته یا فلس روی پوست یا پوست سر؛ شوره سر
Word Forms
جمعscurfs

عبارات و ترکیب‌ها

dry scurf

کچکچ پوست

scurf flakes

تکه‌های پوسته‌پوست

scurf buildup

تجمع پوسته‌ها

scurf removal

از بین بردن پوسته‌ها

scurf treatment

درمان پوسته‌پوست شدن

scurf shampoo

شامپوی ضد پوسته‌پوست

scurf condition

وضعیت پوسته‌پوست شدن

scurf issue

مشکل پوسته‌پوست شدن

scurf problem

مشکل پوسته‌پوست

scurf symptoms

علائم پوسته‌پوست شدن

جملات نمونه

the dog was covered in scurf after playing in the mud.

سگ پس از بازی در گل، پوشیده از پوسته پوسته شدن بود.

he noticed some scurf on his scalp after not washing his hair for days.

او متوجه پوسته پوسته شدن روی سرش شد، بعد از اینکه روزها موهایش را نشسته بود.

regular shampooing can help reduce scurf buildup.

شامپو کردن منظم می‌تواند به کاهش تجمع پوسته پوسته شدن کمک کند.

she used a special shampoo designed to treat scurf.

او از یک شامپوی خاص برای درمان پوسته پوسته شدن استفاده کرد.

his scurf was a sign of dry skin.

پوسته پوسته شدن او نشانه ای از پوست خشک بود.

after the treatment, the scurf on his scalp significantly decreased.

پس از درمان، پوسته پوسته شدن روی سرش به طور قابل توجهی کاهش یافت.

many people experience scurf during the winter months.

بسیاری از افراد در ماه های زمستان دچار پوسته پوسته شدن می شوند.

she brushed her hair to remove any scurf before the party.

او موهایش را شانه کرد تا هرگونه پوسته پوسته شدن را قبل از مهمانی از بین ببرد.

excessive scurf can be embarrassing in social situations.

پوسته پوسته شدن بیش از حد می تواند در موقعیت های اجتماعی شرم آور باشد.

he consulted a dermatologist about his persistent scurf problem.

او برای مشکل پوسته پوسته شدن مداوم خود با یک متخصص پوست مشورت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید