scuttlebutt

[ایالات متحده]/ˈskʌtəlˌbʌt/
[بریتانیا]/ˈskʌtəlˌbʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف آب یا بشکه؛ شایعات یا rumors

عبارات و ترکیب‌ها

scuttlebutt gossip

گمانه‌گویی، شایعه‌گویی

scuttlebutt rumor

شایعه

scuttlebutt talk

گفتگو

scuttlebutt news

اخبار

scuttlebutt chatter

حرف و عامله

scuttlebutt buzz

همهمه

scuttlebutt details

جزئیات

scuttlebutt sources

منابع

scuttlebutt updates

به‌روزرسانی‌ها

scuttlebutt insights

بینش‌ها

جملات نمونه

there's a lot of scuttlebutt about the new project.

در مورد پروژه جدید، شایعات زیادی وجود دارد.

the scuttlebutt in the office suggests a promotion is coming.

شایعات در دفتر نشان می‌دهد که ترفیع شغلی در راه است.

don't believe the scuttlebutt until it's confirmed.

تا زمانی که تایید نشده، شایعات را باور نکنید.

she heard the scuttlebutt about the company's merger.

او شایعات مربوط به ادغام شرکت را شنید.

the scuttlebutt among the team is that we might change our strategy.

شایعات در بین تیم این است که ممکن است استراتژی خود را تغییر دهیم.

there's always some scuttlebutt floating around during the meetings.

همیشه شایعاتی در حال گردش در طول جلسات وجود دارد.

the scuttlebutt regarding the new ceo is creating a buzz.

شایعات مربوط به مدیرعامل جدید، سر و صدا ایجاد کرده است.

he likes to spread scuttlebutt about his colleagues.

او دوست دارد شایعاتی در مورد همکارانش پخش کند.

scuttlebutt can often lead to misunderstandings.

شایعات اغلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she dismissed the scuttlebutt as mere gossip.

او شایعات را صرفاً غیبت رد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید