secluding

[ایالات متحده]/sɪˈkluːdɪŋ/
[بریتانیا]/sɪˈkluːdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل جدا کردن یا دور نگه داشتن از دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

secluding oneself

انزوا طلبی

secluding nature

طبیعت انزوا

secluding retreat

محل انزوا

secluding area

منطقه انزوا

secluding space

فضای انزوا

secluding location

موقعیت انزوا

secluding environment

محیط انزوا

secluding moment

لحظه انزوا

secluding experience

تجربه انزوا

secluding comfort

راحتی انزوا

جملات نمونه

she enjoys secluding herself in nature.

او از گوش دادن به طبیعت لذت می برد.

secluding from the noise helps him focus.

دور شدن از سر و صدا به او کمک می کند تا تمرکز کند.

they found peace by secluding themselves from society.

آنها با جدا شدن از جامعه آرامش یافتند.

secluding her thoughts allowed for deeper reflection.

گوش دادن به افکار او اجازه تأمل عمیق تر را داد.

he spent the weekend secluding in his cabin.

او آخر هفته را در کلبه خود گوش کرد.

secluding oneself can be beneficial for mental health.

گوش دادن به خود می تواند برای سلامت روان مفید باشد.

secluding her emotions was a coping mechanism.

گوش دادن به احساسات او یک مکانیسم مقابله ای بود.

they prefer secluding themselves during the holidays.

آنها ترجیح می دهند در تعطیلات از خود جدا شوند.

secluding in a quiet room can enhance creativity.

گوش دادن در یک اتاق آرام می تواند خلاقیت را افزایش دهد.

he often thinks about secluding from the busy city life.

او اغلب در مورد جدا شدن از زندگی پرمشغله شهر فکر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید