seership

[ایالات متحده]/ˈsiː.ʃɜːp/
[بریتانیا]/ˈsiː.ʃɝːp/

ترجمه

n. (اینترنت، تحلیل) سهم بازار؛ نسبت کاربران یا ترافیکی که یک وب‌سایت/پلتفرم دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

the seership

پیش‌بینی

true seership

پیش‌بینی واقعی

ancient seership

پیش‌بینی باستانی

rare seership

پیش‌بینی نادر

seership grows

پیش‌بینی رشد می‌کند

seership faded

پیش‌بینی کاهش یافت

seership returns

پیش‌بینی بازگشت می‌یابد

seership awakening

پیش‌بینی بیدار می‌شود

seership visions

دیده‌بینی‌های پیش‌بینی

جملات نمونه

her seership proved accurate when the market turned exactly as she predicted.

دیدبانی او درست ارزیابی شد وقتی بازار دقیقاً به‌گونه‌ای که پیش‌بینی کرده بود، تغییر کرد.

the novel credits the queen’s seership with saving the kingdom from invasion.

رومان دیدبانی پادشاه را به دلیل نجات کشور از تهاجم قدردانی می‌کند.

with clear seership, the strategist identified risks months before others noticed them.

استراتژیست با دیدبانی روشن، خطرات را چند ماه قبل از آنکه دیگران آن‌ها را متوجه شوند، شناسایی کرد.

his seership and patience helped the team navigate a long, uncertain project.

دیدبانی و صبر او به تیم کمک کرد تا یک پروژه طولانی و ناپایدار را مدیریت کند.

they admired her prophetic seership, even when the message was hard to accept.

آن‌ها از دیدبانی پیش‌بینی‌کننده‌اش لذت می‌بردند، حتی وقتی پیام سخت پذیرفتنی بود.

in the report, seership is treated as a leadership skill rather than a mystery.

در گزارش، دیدبانی به‌عنوان یک مهارت رهبری و نه یک راز در نظر گرفته شده است.

the council relied on his seership during the crisis, trusting his long view.

شورای درگاه در زمان بحران به دیدبانی او وابسته بود، به دید بلندمدت او اعتماد داشت.

her seership was sharpened by years of fieldwork and careful observation.

دیدبانی او با سال‌ها کار میدانی و مشاهده دقیق تقویت شد.

he spoke with quiet seership, outlining consequences before anyone asked.

او با دیدبانی آرام‌گو، پیامدها را چنانچه هر کسی پرسیده باشد، توضیح داد.

seership without evidence can mislead, so she paired it with hard data.

دیدبانی بدون شواهد می‌تواند اشتباه‌گر باشد، بنابراین او آن را با داده‌های محکم ترکیب کرد.

the film portrays seership as a burden that isolates the one who sees ahead.

فیلم دیدبانی را به‌عنوان یک بار دیدنی که فردی را از دیگران جدا می‌کند، نشان می‌دهد.

his seership guided the company’s strategy through shifting regulations and demand.

دیدبانی او راهنمایی استراتژی شرکت را در دوره‌هایی که قوانین و تقاضا تغییر می‌کردند، انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید