self-image issues
مشکلات تصویر خود
damaged self-image
تصویر خود آسیبدیده
positive self-image
تصویر مثبت خود
projecting self-image
نمایش تصویر خود
self-image perception
درک تصویر خود
low self-image
تصویر پایین خود
ideal self-image
تصویر ایدهآل خود
shifting self-image
تصویر در حال تغییر خود
forming self-image
تشکیل تصویر خود
self-image confidence
اعتماد به نفس تصویر خود
her self-image was heavily influenced by social media.
تصویر ذهنی او به شدت تحت تأثیر رسانههای اجتماعی بود.
he needs to work on improving his self-image.
او باید روی بهبود تصویر ذهنی خود کار کند.
a positive self-image is crucial for overall well-being.
داشتن یک تصویر ذهنی مثبت برای سلامت کلی بسیار مهم است.
the workshop aims to help participants build a stronger self-image.
هدف این کارگاه کمک به شرکت کنندگان برای ایجاد یک تصویر ذهنی قوی تر است.
low self-image can lead to feelings of insecurity.
داشتن یک تصویر ذهنی پایین می تواند منجر به احساس ناامنی شود.
she projected a confident self-image, even when nervous.
حتی زمانی که عصبی بود، او یک تصویر ذهنی با اعتماد به نفس را نشان می داد.
his self-image didn't match reality.
تصویر ذهنی او با واقعیت مطابقت نداشت.
it's important to have a realistic self-image.
مهم است که یک تصویر ذهنی واقع بینانه داشته باشید.
the therapist helped her reshape her self-image.
درمانگر به او کمک کرد تا تصویر ذهنی خود را دوباره شکل دهد.
a distorted self-image can impact relationships.
یک تصویر ذهنی تحریف شده می تواند بر روابط تأثیر بگذارد.
she began to challenge her negative self-image.
او شروع به به چالش کشیدن تصویر ذهنی منفی خود کرد.
developing a healthy self-image takes time and effort.
توسعه یک تصویر ذهنی سالم زمان و تلاش می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید