semaphored signal
سیگنال سمیفور
semaphored message
پیام سمیفور
semaphored request
درخواست سمیفور
semaphored operation
عملیات سمیفور
semaphored task
وظیفه سمیفور
semaphored event
رویداد سمیفور
semaphored access
دسترسی سمیفور
semaphored resource
منبع سمیفور
semaphored process
فرآیند سمیفور
semaphored thread
رشته سمیفور
the system semaphores the process for synchronization.
سیستم فرآیند را برای هماهنگی سیگنال میدهد.
they semaphores the data transfer to prevent collisions.
آنها انتقال داده را برای جلوگیری از تداخل سیگنال میدهند.
the application semaphores access to the shared resource.
برنامه دسترسی به منبع اشتراکی را سیگنال میدهد.
he semaphores the tasks to manage workload effectively.
او وظایف را برای مدیریت مؤثر بار کاری سیگنال میدهد.
the server semaphores incoming requests to maintain performance.
سرور درخواستهای ورودی را برای حفظ عملکرد سیگنال میدهد.
she semaphores the threads to ensure they run in order.
او رشتهها را برای اطمینان از اجرای آنها به ترتیب سیگنال میدهد.
the program semaphores updates to avoid data corruption.
برنامه بهروزرسانیها را برای جلوگیری از خرابی دادهها سیگنال میدهد.
they semaphores the execution flow to prevent deadlocks.
آنها جریان اجرا را برای جلوگیری از بنبست سیگنال میدهند.
the framework semaphores resource allocation for efficiency.
چارچوب تخصیص منابع را برای بهرهوری سیگنال میدهد.
he semaphores the operations to ensure consistency.
او عملیاتها را برای اطمینان از سازگاری سیگنال میدهد.
semaphored signal
سیگنال سمیفور
semaphored message
پیام سمیفور
semaphored request
درخواست سمیفور
semaphored operation
عملیات سمیفور
semaphored task
وظیفه سمیفور
semaphored event
رویداد سمیفور
semaphored access
دسترسی سمیفور
semaphored resource
منبع سمیفور
semaphored process
فرآیند سمیفور
semaphored thread
رشته سمیفور
the system semaphores the process for synchronization.
سیستم فرآیند را برای هماهنگی سیگنال میدهد.
they semaphores the data transfer to prevent collisions.
آنها انتقال داده را برای جلوگیری از تداخل سیگنال میدهند.
the application semaphores access to the shared resource.
برنامه دسترسی به منبع اشتراکی را سیگنال میدهد.
he semaphores the tasks to manage workload effectively.
او وظایف را برای مدیریت مؤثر بار کاری سیگنال میدهد.
the server semaphores incoming requests to maintain performance.
سرور درخواستهای ورودی را برای حفظ عملکرد سیگنال میدهد.
she semaphores the threads to ensure they run in order.
او رشتهها را برای اطمینان از اجرای آنها به ترتیب سیگنال میدهد.
the program semaphores updates to avoid data corruption.
برنامه بهروزرسانیها را برای جلوگیری از خرابی دادهها سیگنال میدهد.
they semaphores the execution flow to prevent deadlocks.
آنها جریان اجرا را برای جلوگیری از بنبست سیگنال میدهند.
the framework semaphores resource allocation for efficiency.
چارچوب تخصیص منابع را برای بهرهوری سیگنال میدهد.
he semaphores the operations to ensure consistency.
او عملیاتها را برای اطمینان از سازگاری سیگنال میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید