semaphored

[ایالات متحده]/ˈsɛm.ə.fɔːd/
[بریتانیا]/ˈsɛm.ə.fɔrd/

ترجمه

v. با استفاده از پرچم‌ها علامت دادن یا ارتباط برقرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

semaphored signal

سیگنال سمیفور

semaphored message

پیام سمیفور

semaphored request

درخواست سمیفور

semaphored operation

عملیات سمیفور

semaphored task

وظیفه سمیفور

semaphored event

رویداد سمیفور

semaphored access

دسترسی سمیفور

semaphored resource

منبع سمیفور

semaphored process

فرآیند سمیفور

semaphored thread

رشته سمیفور

جملات نمونه

the system semaphores the process for synchronization.

سیستم فرآیند را برای هماهنگی سیگنال می‌دهد.

they semaphores the data transfer to prevent collisions.

آنها انتقال داده را برای جلوگیری از تداخل سیگنال می‌دهند.

the application semaphores access to the shared resource.

برنامه دسترسی به منبع اشتراکی را سیگنال می‌دهد.

he semaphores the tasks to manage workload effectively.

او وظایف را برای مدیریت مؤثر بار کاری سیگنال می‌دهد.

the server semaphores incoming requests to maintain performance.

سرور درخواست‌های ورودی را برای حفظ عملکرد سیگنال می‌دهد.

she semaphores the threads to ensure they run in order.

او رشته‌ها را برای اطمینان از اجرای آن‌ها به ترتیب سیگنال می‌دهد.

the program semaphores updates to avoid data corruption.

برنامه به‌روزرسانی‌ها را برای جلوگیری از خرابی داده‌ها سیگنال می‌دهد.

they semaphores the execution flow to prevent deadlocks.

آنها جریان اجرا را برای جلوگیری از بن‌بست سیگنال می‌دهند.

the framework semaphores resource allocation for efficiency.

چارچوب تخصیص منابع را برای بهره‌وری سیگنال می‌دهد.

he semaphores the operations to ensure consistency.

او عملیات‌ها را برای اطمینان از سازگاری سیگنال می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید