semifluidities

[ایالات متحده]/ˌsemiˈfluːɪdɪtiz/
[بریتانیا]/ˌsɛmiˈfluɪdɪtiz/

ترجمه

n. جمع名词 of semifluid؛ یک ماده که به نسبت مایع است و در سختی بین جامد و مایع قرار دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

study semifluidities

مطالعه نیم‌مایگی‌ها

measuring semifluidities

اندازه‌گیری نیم‌مایگی‌ها

their semifluidities differ

نیم‌مایگی‌های آن‌ها متفاوت است

analyze semifluidities precisely

نیم‌مایگی‌ها را به طور دقیق تحلیل کنید

observe semifluidities closely

نیم‌مایگی‌ها را به دقت مشاهده کنید

assess the semifluidities

نیم‌مایگی‌ها را ارزیابی کنید

compare semifluidities carefully

نیم‌مایگی‌ها را با دقت مقایسه کنید

mix semifluidities together

نیم‌مایگی‌ها را با هم مخلوط کنید

understanding semifluidities matters

فهم نیم‌مایگی‌ها اهمیت دارد

various semifluidities exist

نوعی نیم‌مایگی‌ها وجود دارد

جملات نمونه

the researchers studied the complex semifluidities of the cytoplasm.

پژوهشگران خاصیت نیم‌مایویی پیچیده سیتوپلاسم را مطالعه کردند.

a proper lipid balance is essential for cellular membrane semifluidities.

تعادل مناسب لیپیدها برای نیم‌مایویی غشای سلولی ضروری است.

varying semifluidities in the alloy affect its overall structural integrity.

تغییرات نیم‌مایویی در آلیاژ بر کلیت ساختاری آن تأثیر می‌گذارد.

we analyzed the thermal dependence of semifluidities in these polymers.

ما وابستگی حرارتی نیم‌مایویی در این پلیمرها را تحلیل کردیم.

the distinct semifluidities of these two substances create a unique texture.

نیم‌مایویی متمایز این دو ماده یک بافت منحصر به فرد ایجاد می‌کند.

semifluidities allow certain organelles to move efficiently within the cell.

نیم‌مایویی اجازه می‌دهد تا برخی ارگانل‌ها درون سلول به طور کارآمد حرکت کنند.

measuring the semifluidities of bitumen requires specialized viscometers.

اندازه‌گیری نیم‌مایویی از آسفالت نیاز به دستگاه‌های ویسکومتر ویژه دارد.

environmental factors can significantly alter semifluidities in biological tissues.

عوامل محیطی می‌توانند نیم‌مایویی در بافت‌های زیستی را به طور قابل توجهی تغییر دهند.

the diverse semifluidities observed in amorphous solids fascinated the physicists.

تنوع نیم‌مایویی‌های مشاهده شده در جامدات آمورف فیزیک‌دان‌ها را به شگفتی دچار کرد.

industrial processes often manipulate semifluidities to mold plastics.

فرآیندهای صنعتی اغلب نیم‌مایویی‌ها را کنترل می‌کنند تا پلاستیک‌ها را شکل دهند.

semifluidities differ markedly between melted chocolate and caramel.

نیم‌مایویی بین شکلات ذوب شده و کاکاو به طور محسوسی متفاوت است.

the study described the semifluidities of various magmatic rocks.

این مطالعه نیم‌مایویی‌های سنگ‌های آتشفشانی مختلف را توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید