separado

[ایالات متحده]/sep.aˈra.ðo/
[بریتانیا]/sep.aˈra.ðo/

ترجمه

adj.جدا شده؛ جداگانه زندگی کردن (به‌ویژه همسران)

جملات نمونه

the couple decided to live separado after years of marriage.

این زوج تصمیم گرفتند پس از سال‌ها ازدواج جدا از هم زندگی کنند.

keep the meat separado from the vegetables in the refrigerator.

گوشت را در یخچال از سبزیجات جدا نگه دارید.

the children were kept separado during the family dispute.

کودکان در طول اختلاف خانوادگی جدا نگه داشته شدند.

we need to keep these files separado from the main archive.

باید این پرونده‌ها را از بایگانی اصلی جدا نگه داریم.

the judge ordered the witnesses to remain separado during the trial.

قاضی دستور داد که شاهدان در طول دادگاه جدا بمانند.

our bedrooms are completamente separado for maximum privacy.

اتاق خواب‌های ما کاملاً جدا برای حداکثر حریم خصوصی است.

the scientist keeps the chemicals completely separado to avoid dangerous reactions.

دانشمند مواد شیمیایی را کاملاً جدا نگه می‌دارد تا از واکنش‌های خطرناک جلوگیری کند.

the company operates two entirely separado divisions for different markets.

این شرکت دو بخش کاملاً جدا برای بازارهای مختلف اداره می‌کند.

they have maintained the departments functionally separado for years.

آنها سال‌ها بخش‌ها را از نظر عملکردی جدا نگه داشته‌اند.

the restaurant offers options for those who prefer eating separado.

این رستوران گزینه‌هایی برای کسانی که ترجیح می‌دهند جدا غذا بخورند ارائه می‌دهد.

my roommate and i keep our schedules deliberately separado.

من و همخانه‌ام برنامه‌هایمان را عمداً جدا نگه می‌داریم.

the government has kept the two rival groups permanently separado.

دولت دو گروه رقیب را به طور دائمی جدا نگه داشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید