septate

[ایالات متحده]/ˈsɛpteɪt/
[بریتانیا]/ˈsɛpˌteɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای سپت یا partitions; تقسیم شده توسط سپت; مشخصه داشتن یک غشاء که جدا می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

septate structure

ساختار جداکننده

septate fungi

قارچ‌های جداکننده

septate hyphae

هایفای جداکننده

septate walls

دیوارهای جداکننده

septate cavities

فضاهای جداکننده

septate cells

سلول‌های جداکننده

septate tissue

بافت جداکننده

septate mycelium

مایسل جداکننده

septate septum

سپتوم جداکننده

septate development

توسعه جداکننده

جملات نمونه

the septate structure of the fungus allows for better nutrient absorption.

ساختار جداشده قارچ به جذب بهتر مواد مغذی کمک می‌کند.

researchers studied the septate tissues in various plant species.

محققان بافت‌های جداشده را در گونه‌های مختلف گیاهان مورد مطالعه قرار دادند.

septate hyphae are common in many types of fungi.

هیفای جداشده در بسیاری از انواع قارچ‌ها رایج هستند.

the septate design of the cells enhances their stability.

طراحی جداشده سلول‌ها پایداری آنها را افزایش می‌دهد.

in biology, septate refers to structures divided by walls.

در زیست‌شناسی، جداشده به ساختارهایی اطلاق می‌شود که توسط دیواره‌ها تقسیم شده‌اند.

the septate nature of the tissue was crucial for its function.

طبیعت جداشده بافت برای عملکرد آن حیاتی بود.

some algae exhibit septate characteristics in their cellular structure.

برخی از جلبک‌ها دارای ویژگی‌های جداشده در ساختار سلولی خود هستند.

understanding septate formation can aid in genetic research.

درک تشکیل جداشده می‌تواند به تحقیقات ژنتیکی کمک کند.

septate membranes can influence the transport of substances.

غشاهای جداشده می‌توانند بر انتقال مواد تأثیر بگذارند.

the discovery of septate features in these organisms was surprising.

کشف ویژگی‌های جداشده در این ارگانیسم‌ها غیرمنتظره بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید