serializes

[ایالات متحده]/ˈsɪəriəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈsɪrɪəlaɪzɪz/

ترجمه

v. یک داستان را در یک سری ارائه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

serializes data

سریالایز داده

serializes object

سریالایز شی

serializes format

سریالایز قالب

serializes input

سریالایز ورودی

serializes output

سریالایز خروجی

serializes string

سریالایز رشته

serializes request

سریالایز درخواست

serializes response

سریالایز پاسخ

serializes structure

سریالایز ساختار

serializes session

سریالایز نشست

جملات نمونه

the software serializes the data into json format.

نرم‌افزار داده‌ها را به فرمت JSON سریال می‌کند.

he serializes his thoughts before writing them down.

او قبل از نوشتن آن‌ها، افکار خود را سریال می‌کند.

the program serializes user preferences for later use.

برنامه ترجیحات کاربر را برای استفاده بعدی سریال می‌کند.

when it serializes objects, it saves them to a file.

هنگامی که اشیاء را سریال می‌کند، آن‌ها را در یک فایل ذخیره می‌کند.

she serializes her research findings for publication.

او یافته‌های تحقیقاتی خود را برای انتشار سریال می‌کند.

the library serializes data to improve performance.

کتابخانه داده‌ها را برای بهبود عملکرد سریال می‌کند.

he serializes the configuration settings for the application.

او تنظیمات پیکربندی را برای برنامه سریال می‌کند.

the system serializes transactions for better tracking.

سیستم تراکنش‌ها را برای ردیابی بهتر سریال می‌کند.

they serialize the images before sending them over the network.

آن‌ها تصاویر را قبل از ارسال آن‌ها از طریق شبکه سریال می‌کنند.

the api serializes responses to ensure consistency.

API پاسخ‌ها را برای اطمینان از سازگاری سریال می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید