serie

[ایالات متحده]/ˈsɪəriː/
[بریتانیا]/ˈsɪri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسته؛ مجموعه؛ گروهی از چیزهای مرتبط

عبارات و ترکیب‌ها

tv series

سریال تلویزیونی

series finale

قسمت پایانی سریال

series of events

مجموعه ای از رویدادها

crime series

سریال جنایی

documentary series

سریال مستند

comedy series

سریال کمدی

drama series

سریال درام

action series

سریال اکشن

number series

سریال اعداد

series episode

قسمت سریال

جملات نمونه

the tv series has become very popular

سریال بسیار محبوب شده است

she watched the entire series in one weekend

او کل سریال را در یک آخر هفته تماشا کرد

the series of meetings lasted for months

سری جلسات برای ماه‌ها طول کشید

this is the final episode of the series

این قسمت پایانی سریال است

the documentary series explores ancient history

سریال مستند تاریخ باستان را بررسی می‌کند

he wrote a book series for children

او یک مجموعه کتاب برای کودکان نوشت

the crime series kept viewers on the edge of their seats

سریال جنایی بینندگان را در لبه صندلی‌هایشان نگه داشت

a series of questions was presented to the candidates

یک سری سؤالات به نامزدها ارائه شد

the comedy series premiered last night

سریال کمدی شب گذشته افتتاح شد

the series features talented new actors

سریال شامل بازیگران جدید با استعداد است

i've been following this series since it began

من از زمان شروع آن در حال پیگیری این سریال بوده‌ام

the animated series teaches children about science

سریال انیمیشن به کودکان در مورد علم آموزش می‌دهد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید