seta

[ایالات متحده]/ˈsiːtə/
[بریتانیا]/ˈsiːtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موی زبر یا سفت؛ موی سفت در حیوانات یا گیاهان
Word Forms
جمعsetas

عبارات و ترکیب‌ها

seta color

رنگ سِتا

seta pattern

الگوهای سِتا

seta design

طراحی سِتا

seta style

سبک سِتا

seta texture

بافت سِتا

seta shape

شکل سِتا

seta size

اندازه سِتا

seta type

نوع سِتا

seta quality

کیفیت سِتا

seta feature

ویژگی سِتا

جملات نمونه

seta is a common term in biology.

ستای یک اصطلاح رایج در زیست شناسی است.

the seta on the insect's body helps in sensing the environment.

ستای موجود بر روی بدن حشرات به حس کردن محیط کمک می کند.

each seta can vary in length and thickness.

هر ستای می تواند در طول و ضخامت متفاوت باشد.

researchers study the role of seta in locomotion.

محققان نقش ستای در حرکت را مطالعه می کنند.

seta can be found on various types of organisms.

ستای را می توان در انواع مختلف موجودات یافت.

the function of seta is crucial for survival.

عملکرد ستای برای بقا بسیار مهم است.

some plants have seta-like structures for reproduction.

برخی از گیاهان دارای ساختارهای شبیه به ستای برای تولید مثل هستند.

seta can be used as a reference in taxonomic classification.

می توان از ستای به عنوان یک مرجع در طبقه بندی می تواند استفاده کرد.

the presence of seta indicates a healthy ecosystem.

حضور ستای نشان دهنده یک اکوسیستم سالم است.

understanding seta can help improve pest control methods.

درک ستای می تواند به بهبود روش های کنترل آفات کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید