settleable

[ایالات متحده]/ˈsɛt(ə)ləb(ə)l/
[بریتانیا]/ˈsɛt(ə)ləb(ə)l/

ترجمه

adj. قابل تسویه یا واریز

عبارات و ترکیب‌ها

settleable debt

بدهی قابل تسویه

settleable claim

ادعای قابل تسویه

settleable dispute

اختلاف قابل تسویه

settleable matter

مورد قابل تسویه

settleable account

حساب قابل تسویه

settleable issue

مشکل قابل تسویه

settleable transaction

معامله قابل تسویه

settleable balance

باقیمانده قابل تسویه

settleable terms

شرایط قابل تسویه

settleable agreement

توافقنامه قابل تسویه

جملات نمونه

the dispute was deemed settleable through negotiation.

اختلاف نظر به عنوان قابل حل از طریق مذاکره شناخته شد.

they reached a settleable agreement after long discussions.

آنها پس از بحث‌های طولانی به یک توافق قابل حل رسیدند.

many conflicts are settleable if both parties are willing.

بسیاری از منازعات قابل حل هستند اگر هر دو طرف مایل باشند.

the issues raised were found to be settleable in court.

مشکلاتی که مطرح شد، در دادگاه قابل حل تشخیص داده شد.

we believe this matter is settleable without further escalation.

ما معتقدیم این موضوع بدون تشدید بیشتر قابل حل است.

finding a settleable solution is crucial for both sides.

یافتن یک راه حل قابل حل برای هر دو طرف بسیار مهم است.

her concerns were settleable with proper communication.

نگرانی‌های او با برقراری ارتباط مناسب قابل حل بودند.

the mediator confirmed that the issues were indeed settleable.

میانجیگر تأیید کرد که مشکلات واقعاً قابل حل بودند.

it's important to identify which disputes are settleable.

شناسایی اینکه کدام اختلافات قابل حل هستند مهم است.

they worked hard to ensure all matters were settleable.

آنها سخت تلاش کردند تا اطمینان حاصل کنند که همه مسائل قابل حل هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید