sexcapade

[ایالات متحده]/ˈsɛks.kə.peɪd/
[بریتانیا]/ˈsɛks.kə.peɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عمل خرابکاری یا ماجراجویی جنسی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

wild sexcapade

ماجراجویی جنسی وحشی

secret sexcapade

ماجراجویی جنسی مخفی

epic sexcapade

ماجراجویی جنسی حماسی

crazy sexcapade

ماجراجویی جنسی دیوانه وار

romantic sexcapade

ماجراجویی جنسی عاشقانه

adventurous sexcapade

ماجراجویی جنسی ماجراجویانه

naughty sexcapade

ماجراجویی جنسی شیطنت آمیز

spicy sexcapade

ماجراجویی جنسی تند

steamy sexcapade

ماجراجویی جنسی بخار

unexpected sexcapade

ماجراجویی جنسی غیرمنتظره

جملات نمونه

they went on a wild sexcapade during their vacation.

آنها در طول تعطیلات خود به یک ماجراجویی جنسی دیوانه وار رفتند.

his latest sexcapade has become the talk of the town.

آخرین ماجراجویی جنسی او به موضوع شهر تبدیل شده است.

she wrote a book detailing her outrageous sexcapades.

او کتابی در مورد ماجراجویی های جنسی جسورانه خود نوشت.

their weekend sexcapade was filled with excitement and surprises.

ماجراجویی جنسی آخر هفته آنها پر از هیجان و غافلگیری بود.

he often reminisces about his youthful sexcapades.

او اغلب به ماجراجویی های جنسی جوانی خود فکر می کند.

after the party, they embarked on a spontaneous sexcapade.

پس از مهمانی، آنها به یک ماجراجویی جنسی خود به خودی پرداختند.

her friends teased her about her latest sexcapade.

دوستانش او را در مورد آخرین ماجراجویی جنسی اش مسخره کردند.

they documented their sexcapades on social media.

آنها ماجراجویی های جنسی خود را در رسانه های اجتماعی مستند کردند.

his sexcapade stories are always entertaining.

داستان های ماجراجویی جنسی او همیشه سرگرم کننده است.

they promised to keep their sexcapade a secret.

آنها قول دادند که ماجراجویی جنسی خود را مخفی نگه دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید