shampooed hair
موهای شامپو شده
shampooed dog
سگ شامپو شده
shampooed carpet
فرش شامپو شده
shampooed cat
گربه شامپو شده
shampooed floor
کف شامپو شده
shampooed fabric
پارچه شامپو شده
shampooed scalp
سر شامپو شده
shampooed area
منطقه شامپو شده
shampooed pet
حیوان خانگی شامپو شده
shampooed towels
حوله های شامپو شده
she shampooed her hair twice a week.
او دو بار در هفته موهایش را شامپو کرد.
after the dog was shampooed, it smelled fresh.
بعد از شامپو کردن سگ، بوی تازهای میداد.
he shampooed the carpet to remove stains.
او فرش را برای از بین بردن لکهها شامپو کرد.
they shampooed their hair before the party.
آنها قبل از مهمانی موهایشان را شامپو کردند.
the salon offers a special for shampooed and styled hair.
سالن یک پیشنهاد ویژه برای موهای شامپو شده و حالت داده شده ارائه میدهد.
she always shampooed with organic products.
او همیشه با محصولات ارگانیک موهایش را شامپو میکرد.
he shampooed his hair thoroughly to avoid dandruff.
او برای جلوگیری از شوره سر، موهایش را به طور کامل شامپو کرد.
the children enjoyed getting their hair shampooed.
بچهها از شامپو کردن موهایشان لذت بردند.
after she shampooed, she applied conditioner.
بعد از شامپو کردن، او نرم کننده استفاده کرد.
he prefers to have his hair shampooed at the barbershop.
او ترجیح میدهد موهایش را در آرایشگاه شامپو کنند.
shampooed hair
موهای شامپو شده
shampooed dog
سگ شامپو شده
shampooed carpet
فرش شامپو شده
shampooed cat
گربه شامپو شده
shampooed floor
کف شامپو شده
shampooed fabric
پارچه شامپو شده
shampooed scalp
سر شامپو شده
shampooed area
منطقه شامپو شده
shampooed pet
حیوان خانگی شامپو شده
shampooed towels
حوله های شامپو شده
she shampooed her hair twice a week.
او دو بار در هفته موهایش را شامپو کرد.
after the dog was shampooed, it smelled fresh.
بعد از شامپو کردن سگ، بوی تازهای میداد.
he shampooed the carpet to remove stains.
او فرش را برای از بین بردن لکهها شامپو کرد.
they shampooed their hair before the party.
آنها قبل از مهمانی موهایشان را شامپو کردند.
the salon offers a special for shampooed and styled hair.
سالن یک پیشنهاد ویژه برای موهای شامپو شده و حالت داده شده ارائه میدهد.
she always shampooed with organic products.
او همیشه با محصولات ارگانیک موهایش را شامپو میکرد.
he shampooed his hair thoroughly to avoid dandruff.
او برای جلوگیری از شوره سر، موهایش را به طور کامل شامپو کرد.
the children enjoyed getting their hair shampooed.
بچهها از شامپو کردن موهایشان لذت بردند.
after she shampooed, she applied conditioner.
بعد از شامپو کردن، او نرم کننده استفاده کرد.
he prefers to have his hair shampooed at the barbershop.
او ترجیح میدهد موهایش را در آرایشگاه شامپو کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید