shanked

[ایالات متحده]/ʃæŋkt/
[بریتانیا]/ʃæŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن دسته

عبارات و ترکیب‌ها

shanked shot

ضربه نامناسب

shanked kick

ضربه نامناسب با پا

shanked drive

ضربه نامناسب با چوب درایو

shanked ball

توپ نامناسب

shanked putt

پوت نامناسب

shanked tee

تی نامناسب

shanked approach

رویکرد نامناسب

shanked swing

نوسان نامناسب

جملات نمونه

the player shanked the ball during the match.

بازیکن توپ را در حین بازی به شدت زد.

he shanked his shot and missed the target.

او ضربه‌اش را به شدت زد و هدف را از دست داد.

she was frustrated because she shanked her drive.

او ناامید بود زیرا ضربه اولیه‌اش را به شدت زد.

after practicing, he rarely shanked his swings.

بعد از تمرین، او به ندرت ضرباتش را به شدت می‌زد.

he shanked the putt on the final hole.

او در سوراخ آخر، توپ را به شدت زد.

she often shanked her serve in tennis.

او اغلب سرویس خود را در تنیس به شدت می‌زد.

the golfer was upset after he shanked his approach.

بازیکن گلف بعد از اینکه ضربه رو به جلو را به شدت زد، ناراحت بود.

he tried to fix his technique to avoid shanking.

او سعی کرد تکنیک خود را اصلاح کند تا از به شدت زدن جلوگیری کند.

during practice, she shanked several balls.

در طول تمرین، او چندین توپ را به شدت زد.

the coach pointed out when he shanked the ball.

مربی به او گفت چه زمانی توپ را به شدت زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید