shanks

[ایالات متحده]/ʃæŋk/
[بریتانیا]/ʃæŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساق; قسمت پایین پا;;دسته.

عبارات و ترکیب‌ها

shank bone

استخوان ساق

shank steak

استیک ساق

shank end

سر ساق

taper shank

ساق مخروطی

straight shank

ساق مستقیم

shank diameter

قطر ساق

جملات نمونه

the shank of a journey

بخشی از سفر

in the shank of the afternoon

در اواخر بعد از ظهر

the shank of the evening.

بخشی از شب.

I shanked a shot and hit a person on a shoulder.

من یک شوت شانک کردم و یک نفر را به شانه زدم.

Gosh, I think people needs to get shanked!

خدای من، فکر می‌کنم مردم نیاز به کتک خوردن دارند!

the old man's thin, bony shanks showed through his trousers.

ساق های استخوانی و باریک مرد پیر از زیر شلوارهای او نمایان بود.

You young people go everywhere by car these days. When I was young all we had was Shanks’s pony.

شما جوانان امروزه همه جا با ماشین می روید. وقتی من جوان بودم فقط Shanks's pony را داشتیم.

- 'Cause I can't be getting shanked or shivved.

- چون نمی توانم مورد شانک یا شیوه قرار بگیرم.

Pursue the dreames of youth.seek heart-shanking rhythm and gather the flexible vitality of youth.

پیگیری رویاهای جوانی. به دنبال ریتم قلب‌شکن باشید و انرژی انعطاف‌پذیر جوانی را جمع آوری کنید.

His arm looks like a broken compass;it's not an arm any more, but a knucklebone with a shank attached.

بازوی او شبیه یک قطب‌نما شکسته به نظر می‌رسد؛ دیگر بازو نیست، بلکه یک استخوان دست است که به یک شانک متصل شده است.

The calf shank includes a downward convexly curved lower end which is secured to the foot keel by way of coupling element (73).

ساق گوساله شامل یک انتهای پایینی به شکل مقوس محدب است که از طریق عنصر اتصال (73) به کیل پا متصل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید