sheepishnesses

[ایالات متحده]/ˈʃiːpɪʃnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈʃipɪʃnəsɪz/

ترجمه

n. حالت شرمندگی (sheepish)

عبارات و ترکیب‌ها

sheepishnesses abound

خجالت‌آفرینی‌ها فراوان هستند

overcome sheepishnesses

غلبه بر خجالت‌آفرینی‌ها

embrace sheepishnesses

پذیرش خجالت‌آفرینی‌ها

sheepishnesses revealed

خجالت‌آفرینی‌ها آشکار شد

hide sheepishnesses

پنهان کردن خجالت‌آفرینی‌ها

sheepishnesses expressed

خجالت‌آفرینی‌ها بیان شد

acknowledge sheepishnesses

اعتراف به خجالت‌آفرینی‌ها

sheepishnesses linger

خجالت‌آفرینی‌ها طول می‌کشد

confront sheepishnesses

مقابله با خجالت‌آفرینی‌ها

sheepishnesses diminish

خجالت‌آفرینی‌ها کاهش می‌یابد

جملات نمونه

her sheepishnesses were evident during the presentation.

شرمندگی‌های او در طول ارائه آشکار بود.

he tried to hide his sheepishnesses after making a mistake.

او سعی کرد پس از مرتکب شدن اشتباهی، شرمندگی‌های خود را پنهان کند.

the sheepishnesses of the students were cute during the class.

شرمندگی‌های دانش‌آموزان در طول کلاس دوست‌داشتنی بود.

she laughed off her sheepishnesses when caught off guard.

وقتی غافلگیر شد، شرمندگی‌های خود را نادیده گرفت.

his sheepishnesses made everyone feel more relaxed.

شرمندگی‌های او باعث شد همه احساس آرامش بیشتری کنند.

they exchanged sheepishnesses after the awkward silence.

پس از سکوت ناخوشایند، آنها شرمندگی‌های خود را رد و بدل کردند.

her sheepishnesses showed her modesty and humility.

شرمندگی‌های او فروتنی و تواضع او را نشان داد.

he felt a wave of sheepishnesses when complimented.

وقتی تعریف شد، او احساس موجی از شرمندگی کرد.

she couldn't hide her sheepishnesses after the compliment.

او نتوانست پس از تعریف، شرمندگی‌های خود را پنهان کند.

the sheepishnesses in his smile were endearing.

شرمندگی‌های لبخندش دوست‌داشتنی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید