shepherding

[ایالات متحده]/ˈʃɛpədɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃɛpərdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. هدایت یا راهنمایی کردن (گوسفند یا مردم)
n. شخصی که گوسفند را به چرا می‌برد; (شبانی) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

shepherding process

فرآیند شبانی

shepherding role

نقش شبانی

shepherding team

تیم شبانی

shepherding duties

وظایف شبانی

shepherding practices

روش‌های شبانی

shepherding skills

مهارت‌های شبانی

shepherding methods

روش‌های شبانی

shepherding community

جامعه شبانی

shepherding strategy

استراتژی شبانی

shepherding vision

چشم‌انداز شبانی

جملات نمونه

she has a talent for shepherding young minds.

او استعداد هدایت ذهن‌های جوان را دارد.

shepherding the flock requires patience and skill.

هدایت گله نیاز به صبر و مهارت دارد.

he enjoys shepherding his team through challenges.

او از هدایت تیم خود در مواجهه با چالش‌ها لذت می‌برد.

she is responsible for shepherding new projects.

او مسئولیت هدایت پروژه‌های جدید را بر عهده دارد.

effective shepherding can lead to a successful outcome.

هدایت مؤثر می‌تواند منجر به یک نتیجه موفقیت‌آمیز شود.

she has been shepherding the community towards better health.

او جامعه را به سمت سلامتی بهتر هدایت کرده است.

he is known for his shepherding approach to leadership.

او به دلیل رویکرد هدایت‌گر خود در رهبری شناخته شده است.

she loves shepherding her children through their education.

او عاشق هدایت فرزندانش در طول تحصیلاتشان است.

shepherding a diverse group requires understanding and empathy.

هدایت یک گروه متنوع نیاز به درک و همدلی دارد.

they are shepherding the next generation of innovators.

آنها نسل بعدی نوآورانی را هدایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید